خلاصه طرح فیلمنامه  

فیلمنامه نویسی و مهارتی به نام خلاصه نویسی
یکی از مهمترین مهارتها برای یک فیلمنامه نویس میزان توانایی او در توشتن خلاصه طرح است. خلاصه ای که بابد با یک اتفاق جالب شروع شود و فقط به ماجراهای مهم فیلمنامه همراه با معرفی شخصیتها بپردازد.
مهارت خلاصه نویسی که فوق العاده مهمه، به نظرم بیشتر به میزان توانایی قصه نویسی، فیلمنامه نویس بر می گردد. در فیلمنامه با توجه به نوشتن مواردی شامل توضیحات صحنه و یا شخصیتها و مکان، زیاد این مهارت خودش را نشان

ادامه مطلب  

تابستونِ اول  

تاریخُ نیگا... شد یک تیر... چه زود میگذره عمر آدم...
این روزا انقدر همه چی به هم پیچیده که اگه بخوام مثل قبل بنویسم همش میشه غر و نق. خلاصه که دست از نوشتن های لحظه ای هم کشیدم...
این روزا فقط دعا می کنم زود بگذره و خوب تموم شه
خیلی التماس دعا

ادامه مطلب  

خاستگاری دوباره  

سلام 
نماز روز روزه هایتان قبول انشاالله
این پست را با موبایل و از مغازه مینویسم
 
هفته قبل بعد اینکه دختره گفت مادرم میگه نه نمیشه با حقوق حداقل ۶۰۰ تومان زندگی کرد واسطه ما به یکی که فرهنگی و همسایه شان بود صحبت کرد و گفت شما برو به خانواده بگو که پسره مورد تایید ماست و آنقدر به این چیزها گیر ندن ، چرا که پسر ک دختر اهر و باطن همدیگرو قبول کردند
 
خلاصه توسط واسطه ما این راه باز شد و ما هفته قبل غروب پنجشنبه بعد افطار پیشواز و نماز حرکت کردیم

ادامه مطلب  

....  

همش به حرفهات فکر می کنم....
چیزی بین ما نبوده نه؟؟؟؟
چقد راحت بازیچه دستت شدم....
مطمین باش یه روز جواب حرفهات و می گیری نه از من از زندگی....
اون جوابت و خواهد داد...‌‌
نتیجه دل دادنم به تو خلاصه شد تو این جمله که چیزی بینمون نبوده...‌
و من یه اخاذ بودم فقط همین خدا هست دیده....
روزگار جواب هر کس و می ده......

ادامه مطلب  

حرف اخر  

سلام دوستان
ممنون ك بودین باهام 
ی دوست داشتم ك اونم رفت نمیدونم جرا اقا علی با ترو هستم
ی عشق داشتم ك اونم...
ی خدا داشتم ك اونم ما رو فراموش كرده
ی مادر و ی بدر دارم ك....
ی خواهر
خلاصه إز همه جی یكی داشتم ك ب هر كدوم دقیق نكاه كنی میبینی هیج كدوم نداشتم
من ی مفت. حور بودم
باشد ك نباشم و بقیه راحت باشن
خداحافط ی دونه ها!
@-@

ادامه مطلب  

روش خواندن دروس برای ترم بعدی در دانشگاه  

ساعت با زنگ هشدار رو روی 1.30 ساعت بعد تنظیم میکنم و احساس میکنم که سرکلاس هستم و تا 1.5 ساعت دیگه کلاس تموم میشه. و خلاصه درسو میخونم و توی این 1.5 ساعت هیچ کار دیگه ای انجام نمیدوم مگر در کاری که واقعا اجباری باشه.
در در روز 2 تا یا نهایتا 4 تا یاهرچقد که تمایش داشتم به صورت 1.5 ساعت 1.5 ساعت میخونم.
این متد خوبیست.

ادامه مطلب  

معیارهای اصلی نمایه سازی در وب آف ساینس و اسکوپوس  

معیارهای نمایه سازی مجلات  در پایگاه های اطلاعاتیWOSو :SCOPUS
معیارهای نمایه سازی در اسکوپوس:
حداقل معیارها:
      بررسی دقیق
      خلاصه انگلیسی
      انتشار منظم
      ارجاعات به خط رومی
      بیانیه اخلاق انتشار
اما در اندازه گیری های کمی و کیفی موارد زیر مدنظر است:
سیاست های مجله: شامل سرمقاله قانع کننده، سطح بررسی، تنوع جغرافیایی سردبیران، تنوع جغرافیایی نویسندگان.
کیفیت محتوا: سهم علمی، وضوح خلاصه، کیفیت و تطابق آن با اهداف و دامنه، خوا

ادامه مطلب  

............  

سلام
 
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشی مامانم زنگ خورد و رفت گوشیو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار دا

ادامه مطلب  

..........  

سلام
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشی مامانم زنگ خورد و رفت گوشیو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار داشت

ادامه مطلب  

روز های کودکی....  

میخواهم بـــرگــــردم به روز های کــــودکــــی.......
آن زمان که پــــدر تنها قهرمــــان بـــــود....
عــــشـــــق ، تنها در آغــــــوش مــــــادر خلاصه مـــیـــشــــد.....
بالا ترین نقطه زمین ، شــــانــــه های پــــــدر بـــــود....
بـــــدترین دشمنانـــم ، خواهر و برادر خودم بــــودند....
تـــنــها دردم ، زانــــو های زخمی ام بـــودند.....
تنها تلخی زندگی ، شـــربـــت ســـرمـــاخـــوردگی بـــود.....
تنها چــیــــزی که میشکست ، اســـبــاب ب

ادامه مطلب  

بهترین عشقها  

بی مهر علی عمر بشر ، هست حـرام بی حب ولایتش کار جهان ،هست تمام
بر عـدل علی خـود خـدا گشته مشتریخورشید و ماه به کمالش میدهند، سلام
شیـر خـدا بـاشـد و نان میبرد بـه یـتیم مردانگی خلاصه شده در علی ، یک کلام
چشم گردون چون علی هرگز نمیبیند به چشماولیـن مظلـوم عـالم باشد و ، اول امام
گوش کن با گوش دل تا بشنوی آهنگ حقبـر شرافت زندگـی دارد ابـی طالب ، پیام
جز عـلی کس لایق زهرا نبـودش همسری فاتح خیبر چو شیـری بود ، در وقت قیام
بهترین عشق ها این باشدش سن

ادامه مطلب  

تلنگری بر روح!  

یکی دو شماره ی قبل موفقیت شاهد حذف یکی از بخش های مورد علاقه م بودم...
این بود که رفتم تو رباتش و گفتم برش گردونن! :| البته محترمانه تر!
امروز دیدم تو صفحه ی نظرات مجله چاپ شده! اتفاق بامزه ترش اینکه با گوشی یه نفر دیگه م رفتم همین نظرو دادم... هردوتاشو کنار هم چاپ کردن و یهو بهشون جواب دادن! انگار فهمیده بودن هردوتاش کار خودمه و خواستن اینجوری بهم بفهمونن!!! :)))
تازه به یکی دو نفر دیگه م گفتم برن بنویسن! اونام نوشته بودن!
خلاصه اینکه امروزمون با این

ادامه مطلب  

سفرنامه شماره 2  

شب بیست و یکم ماه رمضون بود و.میخواستیم اون شب رو تو حرم احیا کنیم خیلی خسته بودیم قرار شد یک ساعتی بخوابیم و بعد بریم , تا نزدیک 11 خوابمون برد اخه فکر میکردیم مراسم مثل یزد اخر شب شروع بشه همون موقع ها پاشدیم تا اماده شدیم و خودمون رو رسوندیم به حرم ساعت نزدیک 1 شده بود ( هم مسیر رو بلد نبودیم هم خیابونا بسته بود و مجبور شدیم خیلی راه رو پیاده بریم ) خلاصه وقتی رسیدیم همه مراسم تموم شده بود ما هم رفتیم واسه خودمون دعا و نماز خوندیم تا صبح اونجا بو

ادامه مطلب  

اولین  

بسم الله الرحمن الرحیم
اولین پست این وبلاگ من بعد از چند سال وبلاگ ننوشتن!
معمولا اولین های زندگی خاص ترین ها هم میشن... اما از عادت های زشت ما آدما این هم هست که زیادی برای خودمون "اولین" می تراشیم! بعضا تا جایی این عادت زشت رو می پرورونیم که دیگه تقریبا هر مورد از نمونه ی مورد نظر رو یک "اولین" به نوبه ی خودش میخونیم!
بگذریم... از همین اول که نباید شلوغ پلوغی ذهنمو لو بدم... :)
 
خلاصه که من چند وقتی بود تصمیم داشتم فرصت این شکل نوشتن رو به خودم بدم ک

ادامه مطلب  

همبندی در ساختمان  

مفهوم همبندی چیست و روش اجرای آن چگونه است؟
همبندی یعنی هم پتانسیل کردن قسمتهاي فلزی ساختمان شامل:
آرماتور های فونداسیون
ارماتورهای چهار ستون در چهار گوشه ساختمان
آرموتورهای سقفهای طبقات
آرماتورهای راه پله
آرماتورهای سقف خرپشته
روش اجرا:
میلگرد نمره ۸ به صورت جوشکاری شده در کلیه آرماتوهای فونداسیون باید به صورت جوش اجرا شود و سپس توسط سیم های ارماتوربندی به میلگردهای سازه بسته شود.
و از چهار ستون که در چهار گوشه ساختمان  قرارگرفته و یک س

ادامه مطلب  

واجب امروزی  

 
روز قدس است، ها !
مثلا اگه کسی هفتاد سااااااااااال نمازشو نخونده باشه،
اگه هفتاد سااااااااااال، روزه هاشو خورده باشه،
اگه هفتاد ساااااااااااال، غیبت و تهمت و سرقت و بدعت تو کارنامه اش باشه،
تمام اینها سر جاشه،
غیبت در یک واجب دیگه به اسم راهپیمایی روز قدس هم، تو کارنامشه!
پاشید برید راهپیمایی.
یاالله
کم کم یک روزی می رسه که فلسطینی ها و مصری ها و عربستانی ها و خلاصه همه دنیا با اسرائیل صلح می کنند،
مثل همین روزها تقریبا!
بعد ما علیه تمامشو

ادامه مطلب  

امروز تولدشههههه!  

امروز تولد کسیه که یهویی اومد تو زندگیم 
درست وقتی که داغون بودم وقتی پر بغض بودم 
گفتم رفیق ندارم رفیقم شد به جای همه ی نارفیقایی که فقط تهمت زدن و قضاوت کردن 
گفتم داداش ندارم داداشم شد 
گفتم سردمه گرمم کرد تو آغوش پر محبتش 
گفتم میترسم اقاکوهم شد یه تکیه گاه امن که فقط و فقط برا خودمه 
کم کم چشم باز کردم دیدم اون یه کسی که یهو اومد تو زندگیم شده همه کسم 
شده رفیقم داداشم عشقم انگیزم برا ادامه ی زندگی 
اصم کل زندگی و خلاصه کرده تو خودش 
حالا

ادامه مطلب  

احمدکاظمی  

 ما تا روزى كه احمد شهید شد نمى دانستیم كه احمد اینقدر مجروح شده والله یكبار احمد نگفت كه تركش به سرم خورده،به صورتم خورده،یكبار نیامد بگوید كه مجروح شدم.من كه نزدیكترین فرد به احمد بودم نمى دانستم احمد اینقدر زخمى شده،هیچ وقت نگفت،خدا شاهد است هیچ وقت برزبان جارى نكرد.احمد خیلى خصلتها داشت،همیشه از بریدگى از دنیا میگفت واقعا انسان عجیبى بود یعنى هرچه آدم از او فاصله میگیرد احساس میكند كه احمدیك قله اى بود،واقعایك قله اى بودمتفاوت بود،بر

ادامه مطلب  

فراموشی و عشق و....  

دیشب حال پدربزرگ خوب نبود و زنگ زدیم اورژانس اومد و خلاصه بقیه ماجرا....
توی این بازه من فقط به مادربزرگ نگاه میکردم...
مادربزرگی که الزایمر داره ولی هول شده بود و نشسته بود کنار تخت پدربزرگ و شونه هاشو ماساژ میداد...
من فقط تکیه داده بودم به دیوار و خیره شده بودم به مادربزرگ...
مامان و بابا به سوالای اون پرستارا جواب میدادن و سوابق بیماری رو میگفتن و من فقط خیره شده بودم به مادربزرگ....
ادما میتونن همه چی رو فراموش کنن ولی عشق هیچوقت فراموش نمیشه...

ادامه مطلب  

داشت همه چیز تموم میشد  

سلام 
اینجا تبدیل شده به دفتر خاطرات من تا هیچ وقت فراموش نکنم چه بر سر من گذشته و بتونم اشتباهات گذشته رو جبران کنم 
چند روز پیش  وقتی از سرکار اومدم خسته و کوفته ، ساعت حدود ۳ ظهر رو نشون میداد از آرام پرسیدم نهار چی داریم ؟ 
اون گفت که چیزی درست نکردم ، با اینکه خسته وگرسنه بودم چیزی بهش نگفتم فقط ازش خواستم تا من نماز میخونم چند گوجه برام پوست بکنه تا خودم درست کنم 
البته لازمه که بگم همسرم روزه بود و وجدانم نمیکشید با شکم گرسنه بره آشپزی ک

ادامه مطلب  

اولیش  

ما اصلا مال این حرفا نبودیم....
من... ازدواج....متاهلی.....زن......
بدم نمیومدا ولی.... جدی بش فکر نمیکردیم تا داداش بزرگه که متاهل شد ما هم یکم قلقلکی شدیم برای ازدواج و از این صحبتا....
ولی باز هم جدی نبودا ولی با گوش و کنایه به حاج خانوم خونه سپردیم که یه دختر با کمالات برامون بجوره...
دختر باکمالات یعنی همینی که نشسته ور دلمون داره طالبی را میکنه تو حلقمون
خلاصه طولانیه که این دختر خوشبخت از کجا پیدا شد و چه جوری رفتیم سراغش و کی معرفی کرد و از این اراج

ادامه مطلب  

مستند زیبای "Human Journey" قسمت سوم :آسیا  

  با کلیک بر روی عکس بالا اولین قسمت از این مستند زیبا را دانلود کنید.
       خلاصه ی مستند : در این مستند شما در میابید که اجداد ما برای اولین بار در کجا زاده شدند. و دانشمندان در پی آنند که از طریق رد پا، ژن ،سنگ واره و... بفهمند که چگونه انسان توانست علی رغم آن همه چالش پیش روی خود سرتاسر کره ی زمین را تسخیر کند......
 

ادامه مطلب  

کوفتگی  

 
بالاخره یه روزی میرم گرمابه ی کریم و به اون شاگردش می گم من و حسابی مشت و مال بده تا بتونم ازین کوفته بودن دربیام.از این ماساژا هست تهران.قانونی و غیر قانونی دخترا میان ملت و ماساژ میدن و طرف فلان قدر پول میده.اونم هست.یه بار مهدی رفته بود دور از چشم مهناز. سه ماهه داره تعریفش و میکنه.به منم میگه هر بار.رومون نمیشه خب.زشته.خجل میشه آدم.حالا خارجه بود.اونام بیغ بودن آدم خجل نمیشد.خلاصه.خیلی کوفتم.انگاری هیژده چرخ بهم زده.چند ساعته بیدارم و یه مت

ادامه مطلب  

مستند زیبای "Human Journey" قسمت اول :خروج از آفریقا  

         با کلیک بر روی عکس بالا اولین قسمت از این مستند زیبا را دانلود کنید.
       خلاصه ی مستند : در این مستند شما در میابید که اجداد ما برای اولین بار در کجا زاده شدند. و دانشمندان در پی آنند که از طریق رد پا، ژن ،سنگ واره و... بفهمند که چگونه انسان توانست علی رغم آن همه چالش پیش روی خود سرتاسر کره ی زمین را در تسخیر کند......
 

ادامه مطلب  

تشکر وگلایه  

دستشون درد نکنه چهارشنبه شب به بازنشستگان آجا
از طرف کانون باز نشستگان افطاری داده شد
پذیرائی و غذا خوب بود و همه چیز مناسب بود مگر یک
چیز
یک مداح حدود چهل و پنج دقیقه با دور کند مداحی کرد
و مغز ما را بدرد آورد.
نمی دانم مسئولان کانون باز نشستگان چرا این
مداحی بی مناسبت را دربرنامه خود گذاشته بودند
خلاصه اینکارشان مزه همه کارهایشان را باطل کرد

ادامه مطلب  

28 نزدیک است ..  

یه جوری دلم گرفته که چاه باز کن هم نمیتونه کاری کنه :(
دل گرفتگی هم بدترین حالت ممکنه برای یه دختر ..
وقت امتحانا هم باشه ..
نه بتونی درس بخونی .. نه کار کنی .. 
حتی دلم فیلم هم نمیخواد ..
چقدر آدم تو آستانه ی بیست سالگی حالش متفاوته ..
چقدر ترس داره از آینده .
اینکه وارد سومین دهه ی زندگی از مثلا 6 دهه بشی یعنی کم کم زندگی افتاده تو سرازیری
یعنی به خودت نگاه ببین کجایی . ببین اون جایی که میخواستی باشی  هستی یا نه ..
ببینی برای رسیدن به اون جایی که میخواست

ادامه مطلب  

مستند زیبای "Human Journey" قسمت دوم:استرالیا  

   با کلیک بر روی عکس بالا اولین قسمت از این مستند زیبا را دانلود کنید.
       خلاصه ی مستند : در این مستند شما در میابید که اجداد ما برای اولین بار در کجا زاده شدند. و دانشمندان در پی آنند که از طریق رد پا، ژن ،سنگ واره و... بفهمند که چگونه انسان توانست علی رغم آن همه چالش پیش روی خود سرتاسر کره ی زمین را در تسخیر کند......
 

ادامه مطلب  

مستند زیبای"Human joureny" قسمت چهارم: اروپا  

با کلیک بر روی عکس بالا اولین قسمت از این مستند زیبا را دانلود کنید.
       خلاصه ی مستند : در این مستند شما در میابید که اجداد ما برای اولین بار در کجا زاده شدند. و دانشمندان در پی آنند که از طریق رد پا، ژن ،سنگ واره و... بفهمند که چگونه انسان توانست علی رغم آن همه چالش پیش روی خود سرتاسر کره ی زمین را تسخیر کند......
 

ادامه مطلب  

داستان خرسهاي پاندا ؛ به روايت يك ساكسيفونيست كه دوست دختري در فرانكفورت دارد.  

آنچه كه در اولین نگاه عاید مخاطب این نمایشنامه میشود، شگفت زده شدن از نام عجیبش است . برای من خلاصه ی بسیااار جامعی بود از انواع مفاهیم من بابت سنخیت وتناسخ .... و رخداد های قبل و بعد از آن  
نویسنده در این كتاب مرگ را چون زنی عشوه گر نشان داده كه از ابتدا وارد زندگی مرد میشود و نه شب را با او میگذراند. نه شبی كه شاید بیانگر نه ماه حاملگی نیز باشد. و مرد در نهایت این نه شب میمیرد و زندگی جدیدی را آغاز میكند. 
این نمایشنامه كه به زیبایی هرچه تمام نگا

ادامه مطلب  

سلام عزیزم  

دیشب یکی از دوستام بهم پیام داد که فرشاد من عاشق یه دختره شدم چجوری بهش بگم!!!اولش کپ کردم چون شمارشو نداشتم بعد خودشو معرفی کرد که کیه من باهاش تو کلش دوست شدم بچه شهر نور و اونورا بود،سنشم فک نکنم 14بیشتر باشه بعد تازه مداح هم هست فیلماش تو آپارت هست بگذریم،میخواستم بگم داداش من خودم 8تم گره 9همه.من یکی میخوام به خودم کمک کنه دیدم ناجوره،بهش گفتم سبک سنگین کن بعد بهش پیام بده استاد پیام داده بود حالا چی گفته بود این جالبه:
پسره_سلام
دختره_سلام

ادامه مطلب  

246.  

زن دایی مریم بخل محکم کرد و نزدیک ده تا بوسم کرد . مینوس اون اول مص همیشه لوس خجالتی شده بود . مهدیسم همونطوری بود عین همیشه . عوض شده بود کیف دوربین دور گردنش بود و دستش حنا داشت
تنها دری ک من باز کردم معلوم نبود کیه تا رفتم بیرون با غول بیابونی مواجه شدم [علی]
خلاصه ک کل حمالیای مهمونی واس ما بود . دایی اینا ک اومدن عزیز ی خروسو کشت . چاقوعه زیادی تیز نبود بیچاره جون میداد خیلی سخت . من بخاطر اون اشک ریختم بقیه برای دلتنگی
بعدشم یجورایی خیلی زیاد

ادامه مطلب  

سال نوی شما دوست عزیز مبارک  

سلام دوستان، سلام عزیزان
 امدم این جا که بگویم سال نوی همگی مبارک. امیدوارم هر جا هستید شاد باشید سلامت باشید و دلتان گرم باشد. حدود سه سالی میشود که نوشتن این وبلاگ را ترک کرده ام ولی هنوز هم نتوانسته ام از دنیای مجازی پاکش کنم یا شاید بگویم هنوز نتوانستم از دلم پاکش کنم. نوشتن را خیلی وقت هست کنار گذاشته ام .این را با تاسف عمیقی میگویم. احساس میکنم یک دوست عزیز را از دست داده ام یا در شرف از دست دادنش هستم. 
دلم برای همه شما که تا به حال ندیدمت

ادامه مطلب  

مقصر  

نمرات کاربرد کامپیوتر اومده.
نمرات درخشانی مثل 12، 13 به دست اومده خون فرزین(از بکس انجمن) حسابی جوشیده رفته یونی اعتراض
لحنش حسابی بد بوده از عبارات تندی علیه استاد استفاده کرده(از جمله گفته عقده ای)
استاد گرامی هم حسابی عصبانی شدن و گفتن یکی از بچه ها ترم پیش تو این درس 20 گرفته بودن ولی شماها بد درس خوندین. آقا فرزینم داغ کرده که کدوم دانشجویی انقدر بیکار بوده ترم پیش 20 گرفته.
کاشف به عمل اومده ترم پیش فقط من و خانم سرمدی(خرخوان!) کاربرد برداشت

ادامه مطلب  

هانی به بو الله ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

ایندی گره ... من اولاردیم ... بیرده امیر ... شرکتیمیز اولاردی ... و من ده حس مالکیتیم 100 ...
بیول ایندی اصلا اولن مه لی گونلریدی کی گل گوره سن ... بیدادا ماشینیم واریدی ...
اوده کی حاضر ...پریا دین قیزا یولیه جاغیدیم الچی ... دیه جاغیدیم دیین کی 1365 ... و بیدا شرکتی وار ... وسلام ... قالانین دا دیین علاقه سی اولسا قرارلاشاریخ ...
سورا اودا یا هر کیم اولورسا اول سون ... چون دای منیم تلاشلاریم ثمره یتیشیب و تنبل و بی جربزه آدام دییردیم ... اصلا شرکت ده دیه یره بیر حرکت

ادامه مطلب  

سفرنامه شماره یک  

سلاااام 
صبح روز پنجشنبه حدود ساعت 6:30صبح ما حرکت کردیم, اصلا دلم نمیخواست برم فقط بخاطر امام رضا (ع)میرفتم که التماسش کنم بلکه گره از مشکلاتم باز بشه, خلاصه صبح رفتیم دنبال بهار و عابد و بعدم سید جعفر صدقه دادیم و رفتیم. منم سوییچ ماشینو گذاشته بودم رو چرخ که محمد بیاد ماشینو جابجا کنه تو سایه بزاره حدود ساعت 2,بود فکر کنم که ما هنوز،به فردوس نرسیده بودیم رفتیم ناهار خوردیم یکم استراحت کردیم و نزدیک ساعت 6 بود که رسیدیم مشهد, مامان و مرتضی هم ک

ادامه مطلب  

 

✨یادمه یه شب خیلی دلم براش تنگ شده بوداون از دوست داشتن من خبر نداشت!نمیدونستم باید چیکار کنم...عمدا واسش یه اس ام اس خالی فرستادمیک دقیقه نشد که جواب داد "تاکسی خالی فرستادیا"منم هول شدم گفتم"ببخشید دستم خورد!"جواب داد "فدای سرت خوبی؟"...خلاصه اون شب با احوال پرسی کردن و رفع شدن دلتنگی من گذشت...کم کم خودش فهمید و حس کرد که من دوستش دارم
یروز بهم زنگ زد گفت:"یه حس خیلی خوبی بهت دارم دلم میخواد تو زندگیم باشی..."چند وقت بعدش که از حس و حال هم مطمئن شد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1