تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

تخصیر خودمم بود هااااااااااااااااامنکه میدونم بابام اینطور چرا دهن به دهنشون میشم بعدشم دیگه سعی میکنم کمک نکنم خخخخراستی به بابام گفته بودم که برای شما رو هر طور دوست داری  گرمش میکنمبابام یه ادم صد برابر همسر سابقم توی عصبانیت

ادامه مطلب  

 

امروز بابام گفت تو ماکروفر غذا رو یکی یکی بزار گرم بشه گفتم بابا دو تایی هم گرم میشه گذاشتم گرمم شد ولی داغ داغ نشد با داد به من میگه بیا ببین کجا گرم شد مامانم میگه بابا حوصله داری ولش کن  بابام شروع کرد عر..... کیشدن که من با منطق صحبت میکنم گفتم منطق میگه داد بزنید اماما گفتن پدر و مادر حق دارن داد بزنن؟ این جمله  رو پدر و مادر حق دارن داد بزنن یه خورده بلند گفتم بابامم عصبانی شد غذا رو خالی کرد تو صورت من بعدشم حمله کرد به سمتم تا منو بز

ادامه مطلب  

 

امروز بابام گفت تو ماکروفر غذا رو یکی یکی بزار گرم بشه گفتم بابا دو تایی هم گرم میشه گذاشتم گرمم شد ولی داغ داغ نشد با داد به من میگه بیا ببین کجا گرم شد مامانم میگه بابا حوصله داری ولش کن  بابام شروع کرد عر..... کیشدن که من با منطق صحبت میکنم گفتم منطق میگه داد بزنید اماما گفتن پدر و مادر حق دارن داد بزنن؟ این جمله  رو پدر و مادر حق دارن داد بزنن یه خورده بلند گفتم بابامم عصبانی شد غذا رو خالی کرد تو صورت من بعدشم حمله کرد به سمتم تا منو بز

ادامه مطلب  

 

امروز بابام گفت تو ماکروفر غذا رو یکی یکی بزار گرم بشه گفتم بابا دو تایی هم گرم میشه گذاشتم گرمم شد ولی داغ داغ نشد با داد به من میگه بیا ببین کجا گرم شد مامانم میگه بابا حوصله داری ولش کن  بابام شروع کرد عر..... کیشدن که من با منطق صحبت میکنم گفتم منطق میگه داد بزنید اماما گفتن پدر و مادر حق دارن داد بزنن؟ این جمله  رو پدر و مادر حق دارن داد بزنن یه خورده بلند گفتم بابامم عصبانی شد غذا رو خالی کرد تو صورت من بعدشم حمله کرد به سمتم تا منو بز

ادامه مطلب  

 

امروز بابام گفت تو ماکروفر غذا رو یکی یکی بزار گرم بشه گفتم بابا دو تایی هم گرم میشه گذاشتم گرمم شد ولی داغ داغ نشد با داد به من میگه بیا ببین کجا گرم شد مامانم میگه بابا حوصله داری ولش کن  بابام شروع کرد عر..... کیشدن که من با منطق صحبت میکنم گفتم منطق میگه داد بزنید اماما گفتن پدر و مادر حق دارن داد بزنن؟ این جمله  رو پدر و مادر حق دارن داد بزنن یه خورده بلند گفتم بابامم عصبانی شد غذا رو خالی کرد تو صورت من بعدشم حمله کرد به سمتم تا منو بز

ادامه مطلب  

 

امروز بابام گفت تو ماکروفر غذا رو یکی یکی بزار گرم بشه گفتم بابا دو تایی هم گرم میشه گذاشتم گرمم شد ولی داغ داغ نشد با داد به من میگه بیا ببین کجا گرم شد مامانم میگه بابا حوصله داری ولش کن  بابام شروع کرد عر..... کیشدن که من با منطق صحبت میکنم گفتم منطق میگه داد بزنید اماما گفتن پدر و مادر حق دارن داد بزنن؟ این جمله  رو پدر و مادر حق دارن داد بزنن یه خورده بلند گفتم بابامم عصبانی شد غذا رو خالی کرد تو صورت من بعدشم حمله کرد به سمتم تا منو بز

ادامه مطلب  

 

امروز بابام گفت تو ماکروفر غذا رو یکی یکی بزار گرم بشه گفتم بابا دو تایی هم گرم میشه گذاشتم گرمم شد ولی داغ داغ نشد با داد به من میگه بیا ببین کجا گرم شد مامانم میگه بابا حوصله داری ولش کن  بابام شروع کرد عر..... کیشدن که من با منطق صحبت میکنم گفتم منطق میگه داد بزنید اماما گفتن پدر و مادر حق دارن داد بزنن؟ این جمله  رو پدر و مادر حق دارن داد بزنن یه خورده بلند گفتم بابامم عصبانی شد غذا رو خالی کرد تو صورت من بعدشم حمله کرد به سمتم تا منو بز

ادامه مطلب  

 

امروز بابام گفت تو ماکروفر غذا رو یکی یکی بزار گرم بشه گفتم بابا دو تایی هم گرم میشه گذاشتم گرمم شد ولی داغ داغ نشد با داد به من میگه بیا ببین کجا گرم شد مامانم میگه بابا حوصله داری ولش کن  بابام شروع کرد عر..... کیشدن که من با منطق صحبت میکنم گفتم منطق میگه داد بزنید اماما گفتن پدر و مادر حق دارن داد بزنن؟ این جمله  رو پدر و مادر حق دارن داد بزنن یه خورده بلند گفتم بابامم عصبانی شد غذا رو خالی کرد تو صورت من بعدشم حمله کرد به سمتم تا منو بز

ادامه مطلب  

1059-ایمیل  

ماهها پیش یک سایتی عضو شدم.اخرین فعالیت سایت برمیگشت به چندین ماه قبلترترش:))امروز ایمیلمو باز کردم و دیدم یک پیام از سایت مذکور برام اومده:سلام اقای (یک شغل بهم نسبت داده بود)/خانم(یک شغل بهم نسبت داده بود)میخوایم نفرات برتر انتخاب کنیم و نظر شما رو میخوایم بدونیم...اینم لیست برتر قبلیها.......با ذوق لیست دانلود کردم و خوندم و چقدر لذت بردم از خوندنش و چقدر لذت بیشتری بردم از اینکه باهاشون اشنا شدم و میتونم لینک بشم.من که متاسفانه نمیتونم شرکت ک

ادامه مطلب  

زندگی پر از هیجان من!  

خب پارت دوم مزاحمت ها در راهه! بابام خونه خواهرمه و میخواد باهاشون بیاد خونه مون و فکر کنم میخواد بمونه! تو عید برادرم گفت بابام خونه خواهرمه و میخواد بیاد اینجا. دو هفته س اونجا مونده که مثلا بیاد اینجا! و واقعا عذاب میکشم از حضورش. چون یادآور همه خاطرات بده. میخوام به خواهرم بگم که توجیهش کنه اینجا نمونه. غیر از اعصاب خردی، قراره شنبه با مامانمم بریم دنبال یه سری از کارا و نمیخوام یاد بگیره که اینجا هم مثل خونه خواهرم بی حساب بمونه. کاره

ادامه مطلب  

توافق  

پس از اصرار های شدید من به ننه بابام قرار شد امروز زنگ بزنن :/ هرچند به نظرم خیلیم دیر دارن زنگ میزنن :( اصلا دلم نمیخواد بدونم کی زنگ میزنن ، فقط دلم میخواد وقتی زنگ زدن و همه چی تموم شد بعد از چند ساعت ، آفتابی بشم و بهم بگن چی شده .

ادامه مطلب  

توافق  

پس از اصرار های شدید من به ننه بابام قرار شد امروز زنگ بزنن :/ هرچند به نظرم خیلیم دیر دارن زنگ میزنن :( اصلا دلم نمیخواد بدونم کی زنگ میزنن ، فقط دلم میخواد وقتی زنگ زدن و همه چی تموم شد بعد از چند ساعت ، آفتابی بشم و بهم بگن چی شده .

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید اشوان  

متن آهنگ جدید اشوان به نام دارم عاشق میشم :
قبل اون این زندگی برای من هیچ حرف تازه ای نداشت
وقتی عاشقی محال هیچکسی بیاد تو قلب تو بشینه جاش
اون حرف زدناش طرز نگاش پشت در صدای پاش
ما رازمون هیچوقت نمیشه فاش تا تهش بمونه کاش
ای وای دارم عاشق میشم انگار چشات چه کاری دستم داد
که بردم همه رو از یاد ای داد بیداد
ای وای دارم عاشق میشم انگار چشات چه کاری دستم داد
که بردم همه رو از یاد ای داد بیداد
♫♫♫♫♫♫

دانلود با کیفیت 128 ساز 3.3MB
از
اینجا 
دانلو

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید اشوان  

متن آهنگ جدید اشوان به نام دارم عاشق میشم :
قبل اون این زندگی برای من هیچ حرف تازه ای نداشت
وقتی عاشقی محال هیچکسی بیاد تو قلب تو بشینه جاش
اون حرف زدناش طرز نگاش پشت در صدای پاش
ما رازمون هیچوقت نمیشه فاش تا تهش بمونه کاش
ای وای دارم عاشق میشم انگار چشات چه کاری دستم داد
که بردم همه رو از یاد ای داد بیداد
ای وای دارم عاشق میشم انگار چشات چه کاری دستم داد
که بردم همه رو از یاد ای داد بیداد
♫♫♫♫♫♫

دانلود با کیفیت 128 ساز 3.3MB
از
اینجا 
دانلو

ادامه مطلب  

5کیلومتری  

سلام دوستان چطورین ؟چه خبرا ؟
عید خوش میگذره ؟به من که اره امسال عید خیلی خوبی داشتیم خیلی شاد و خوب
امروز با مامان بابام پیاده رفتیم شاهزاده عبدالله
پنج کیلومتر ونیم پیاده روی کردیم از ساعت 9 تا 11
خیلی کیف داد از راه جاده نرفتیم از سمت رودخونه رفتیم مامانم عاشق اون رود خونه ست حق داره دو مترم نیست عرضش ولی صد تا کارون رو می ارزه خیلی دوسش دارم جایی که ما رفتیم چون راه واسه ماشینا نداره خیلی بکر بود عقاب و. ماهیخوار و لک لک و لاک پشت و هرچی دلت

ادامه مطلب  

5کیلومتری  

سلام دوستان چطورین ؟چه خبرا ؟
عید خوش میگذره ؟به من که اره امسال عید خیلی خوبی داشتیم خیلی شاد و خوب
امروز با مامان بابام پیاده رفتیم شاهزاده عبدالله
پنج کیلومتر ونیم پیاده روی کردیم از ساعت 9 تا 11
خیلی کیف داد از راه جاده نرفتیم از سمت رودخونه رفتیم مامانم عاشق اون رود خونه ست حق داره دو مترم نیست عرضش ولی صد تا کارون رو می ارزه خیلی دوسش دارم جایی که ما رفتیم چون راه واسه ماشینا نداره خیلی بکر بود عقاب و. ماهیخوار و لک لک و لاک پشت و هرچی دلت

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

 

امروز به بابام سلام نکردم ولی میخوام فردا صبح سلام کنم میبخشم شاید منم در حق بچم کوتاهی کنم و یا شاید کردم بزار اونم منو ببخشه من بیشتر وقتها که توی مترو هستم زن پیری میبینم براش میایستم تا اون بشینه  میگم بزار یکی هم برای مادر من پاشه و به اونا رحم کنن

ادامه مطلب  

آقازاده  

+همه چیز را گذاشتم و رفتم مشهد. پناه بردم. از مخالفت ها... از طعنه ها... خواستم فقط خودم باشم و خودش.قطار به پای هجوم ضربان قلبم، نمی رسید. قطار کندترین حالت ممکن بود. عین عقربه های ساعت.دستم را روی قلبم  گذاشتم. تنها چیزی که برایم مانده بود قلبم بود. دلم برایش می سوخت. برای غربتش.آقازاده مدام تماس می گرفت. نگران بود. دل را به دریا زدم و گوشی را خاموش کردم. دلم می خواست صدایش را بشنوم. اما نمی شد...می خواستم از دنیا استعفا بدهم. نمی شد... با

ادامه مطلب  

563  

اهنگ صبحت بخیر عزیزم ...معینیاد بچگیام یاد دور دورای همیشگی ساعت۵عصر همیشه بابام میومد دنبالمون.....بچگیا .....دست و پام یخ میزنه وقتی ناراحتم حالت تهوع میگیرم گریه ام میاد اما نمیتونم گریه کنم حس میکنم دلم ورم کرده تنم فلج میشه حرکت برام سخته ......چرا نمیشه خوابید طولانی خیلی طولانی

ادامه مطلب  

563  

اهنگ صبحت بخیر عزیزم ...معینیاد بچگیام یاد دور دورای همیشگی ساعت۵عصر همیشه بابام میومد دنبالمون.....بچگیا .....دست و پام یخ میزنه وقتی ناراحتم حالت تهوع میگیرم گریه ام میاد اما نمیتونم گریه کنم حس میکنم دلم ورم کرده تنم فلج میشه حرکت برام سخته ......چرا نمیشه خوابید طولانی خیلی طولانی

ادامه مطلب  

بی پولی بده  

دیشب ( چهارشنبه) مامان برگشت با داداش رفتیم فرودگاه دنبال ش وسط راه بمن گفت لباس خریدی برای عید گفتم نه! گفت فردا ( پنجشنبه) عروسی دختر دایی میخوایم بریم! هیچ به زور بردن برای خرید من چیزی نخریدم چرا چون بابام بهم گفت فعلا پولی خبر نیست منم توی این یازدهم پولی نگرفتم که بخوابم لباس بخرم! هیچ ول کرده ام و اومدم خونه. آقا وقتی پول نداری همینه دیگه

ادامه مطلب  

بی پولی بده  

دیشب ( چهارشنبه) مامان برگشت با داداش رفتیم فرودگاه دنبال ش وسط راه بمن گفت لباس خریدی برای عید گفتم نه! گفت فردا ( پنجشنبه) عروسی دختر دایی میخوایم بریم! هیچ به زور بردن برای خرید من چیزی نخریدم چرا چون بابام بهم گفت فعلا پولی خبر نیست منم توی این یازدهم پولی نگرفتم که بخوابم لباس بخرم! هیچ ول کرده ام و اومدم خونه. آقا وقتی پول نداری همینه دیگه

ادامه مطلب  

 

فردا اون جلسه لعنتیه. ساعت دوازده و نیم . دلم نمیخواد بردم. اون کسی که زنگ زد گفت حضورت ضروری نیست اگه دوست داشتی و مدارکی داری بیار. میترسم برم و کنترلم رو از دست بدم. خیلی عصبی ام این روزا. خیلی مسخره ست اگه بگم برام دعا کنید. اما شاید ایمان شما به داد دل من رسید.پس ممنون میشم دعا کنید.

ادامه مطلب  

 

فردا اون جلسه لعنتیه. ساعت دوازده و نیم . دلم نمیخواد بردم. اون کسی که زنگ زد گفت حضورت ضروری نیست اگه دوست داشتی و مدارکی داری بیار. میترسم برم و کنترلم رو از دست بدم. خیلی عصبی ام این روزا. خیلی مسخره ست اگه بگم برام دعا کنید. اما شاید ایمان شما به داد دل من رسید.پس ممنون میشم دعا کنید.

ادامه مطلب  

 

فردا اون جلسه لعنتیه. ساعت دوازده و نیم . دلم نمیخواد بردم. اون کسی که زنگ زد گفت حضورت ضروری نیست اگه دوست داشتی و مدارکی داری بیار. میترسم برم و کنترلم رو از دست بدم. خیلی عصبی ام این روزا. خیلی مسخره ست اگه بگم برام دعا کنید. اما شاید ایمان شما به داد دل من رسید.پس ممنون میشم دعا کنید.

ادامه مطلب  

 

فردا اون جلسه لعنتیه. ساعت دوازده و نیم . دلم نمیخواد بردم. اون کسی که زنگ زد گفت حضورت ضروری نیست اگه دوست داشتی و مدارکی داری بیار. میترسم برم و کنترلم رو از دست بدم. خیلی عصبی ام این روزا. خیلی مسخره ست اگه بگم برام دعا کنید. اما شاید ایمان شما به داد دل من رسید.پس ممنون میشم دعا کنید.

ادامه مطلب  

 

فردا اون جلسه لعنتیه. ساعت دوازده و نیم . دلم نمیخواد بردم. اون کسی که زنگ زد گفت حضورت ضروری نیست اگه دوست داشتی و مدارکی داری بیار. میترسم برم و کنترلم رو از دست بدم. خیلی عصبی ام این روزا. خیلی مسخره ست اگه بگم برام دعا کنید. اما شاید ایمان شما به داد دل من رسید.پس ممنون میشم دعا کنید.

ادامه مطلب  

:|  

بابام: فاطمه برام بخند دلم برا خنده هات تنگ شدهداداشم: فاطمه خب حالا برام بخند...مادرشوهرم: چرا نخندیدی فاطمه ، دلم برا خندیدنت تنگ شدهو ...من:  هی مامانم از بچگی بهم میگفت دختر نیشش و باز نمیزاره هااا!نظرتون درباره باشگاه خنده چیه؟

ادامه مطلب  

مدیر بدجنس  

دردسرهای عید دیدنی مدیرجان شروع شد.نمی دونم موفق میشه کنترل کنه یا نه؟ واسه روز اول عید، دایی بزرگم همه مون رو دعوت کرده واسه ناهار!مامانم هم واسه ناهار روز دوم دعوت کرده.در حالیکه روز دوم نوبت زهراست و چون بابام خبر نداره، مدیر نتونست بهونه بیاره و کنسل کنه. گفت سعی می کنم یه جوری زهرا رو راضی کنم که کوتاه بیاد

ادامه مطلب  

:|  

بابام: فاطمه برام بخند دلم برا خنده هات تنگ شدهداداشم: فاطمه خب حالا برام بخند...مادرشوهرم: چرا نخندیدی فاطمه ، دلم برا خندیدنت تنگ شدهو ...من:  هی مامانم از بچگی بهم میگفت دختر نیشش و باز نمیزاره هااا!نظرتون درباره باشگاه خنده چیه؟

ادامه مطلب  

:|  

بابام: فاطمه برام بخند دلم برا خنده هات تنگ شدهداداشم: فاطمه خب حالا برام بخند...مادرشوهرم: چرا نخندیدی فاطمه ، دلم برا خندیدنت تنگ شدهو ...من:  هی مامانم از بچگی بهم میگفت دختر نیشش و باز نمیزاره هااا!نظرتون درباره باشگاه خنده چیه؟

ادامه مطلب  

:|  

بابام: فاطمه برام بخند دلم برا خنده هات تنگ شدهداداشم: فاطمه خب حالا برام بخند...مادرشوهرم: چرا نخندیدی فاطمه ، دلم برا خندیدنت تنگ شدهو ...من:  هی مامانم از بچگی بهم میگفت دختر نیشش و باز نمیزاره هااا!نظرتون درباره باشگاه خنده چیه؟

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >