زندگی کوفتی  

دو روزه خوابای خیلی رنگی رنگی میبینم . روياهام رو میبینم .وقتی از خواب بیدار میشم با خودم میگم اه...بازم زندگی کوفتی!تا به حال نشده اینجوری خواب ببینم که انقدر برام دلچسب باشه.معمولا همش یا کابوس میبینم یا چرت و پرت و درهم برهم یا اصلا خواب نمیبینم .در هر صورت ترجیح میدم خوابام کابوس باشه تا وقتی بیدار میشم بگم خدا رو شکر کابوس بود ‌.

ادامه مطلب  

زندگی کوفتی  

دو روزه خوابای خیلی رنگی رنگی میبینم . روياهام رو میبینم .وقتی از خواب بیدار میشم با خودم میگم اه...بازم زندگی کوفتی!تا به حال نشده اینجوری خواب ببینم که انقدر برام دلچسب باشه.معمولا همش یا کابوس میبینم یا چرت و پرت و درهم برهم یا اصلا خواب نمیبینم .در هر صورت ترجیح میدم خوابام کابوس باشه تا وقتی بیدار میشم بگم خدا رو شکر کابوس بود ‌.

ادامه مطلب  

زندگی کوفتی  

دو روزه خوابای خیلی رنگی رنگی میبینم . روياهام رو میبینم .وقتی از خواب بیدار میشم با خودم میگم اه...بازم زندگی کوفتی!تا به حال نشده اینجوری خواب ببینم که انقدر برام دلچسب باشه.معمولا همش یا کابوس میبینم یا چرت و پرت و درهم برهم یا اصلا خواب نمیبینم .در هر صورت ترجیح میدم خوابام کابوس باشه تا وقتی بیدار میشم بگم خدا رو شکر کابوس بود ‌.

ادامه مطلب  

زندگی کوفتی  

دو روزه خوابای خیلی رنگی رنگی میبینم . روياهام رو میبینم .وقتی از خواب بیدار میشم با خودم میگم اه...بازم زندگی کوفتی!تا به حال نشده اینجوری خواب ببینم که انقدر برام دلچسب باشه.معمولا همش یا کابوس میبینم یا چرت و پرت و درهم برهم یا اصلا خواب نمیبینم .در هر صورت ترجیح میدم خوابام کابوس باشه تا وقتی بیدار میشم بگم خدا رو شکر کابوس بود ‌.

ادامه مطلب  

زندگی کوفتی  

دو روزه خوابای خیلی رنگی رنگی میبینم . روياهام رو میبینم .وقتی از خواب بیدار میشم با خودم میگم اه...بازم زندگی کوفتی!تا به حال نشده اینجوری خواب ببینم که انقدر برام دلچسب باشه.معمولا همش یا کابوس میبینم یا چرت و پرت و درهم برهم یا اصلا خواب نمیبینم .در هر صورت ترجیح میدم خوابام کابوس باشه تا وقتی بیدار میشم بگم خدا رو شکر کابوس بود ‌.

ادامه مطلب  

دانلود رمان کابوس رویاهام  

 
نام رمان: کابوس روياهام
نویسنده: مرضیه اخوان نژاد
ژانر: عاشقانه و اربابی و هیجانی
تعداد صفحات: 266 صفحه
خلاصه رمان:
شدی کابوس روياهام
تموم زندگیم دود شد
یه احساسی تو قلبم بود
که اونم نیست و نابود شد.
داستان دختری به اسم یسناست که در کودکی مادرش رو از دست داد و با پدرش که مردی قمار باز و معتاد بود زندگی کرد . پدر یسنا توی یه بازی شکست و طلبکارش که مردی اخمو و عصبی است یسنا رو به عنوان یه خدمتکار به خونش میاره . اما در اصل یسنا رو برای پسرش

ادامه مطلب  

دانلودرمان یگانه عشق  

دانلودرمان یگانه عشق نوشته صدفناز هروی
خلاصه:
بخشی ازرمان:
پنج شنبه شبی در آبانماه سال 75 ، سپیده به همراه خانواده ، از خانه عمویش برمیگشت ، او طبق معمول عصبانی بود ؛ هرگز از نشست و برخاست با عمو رضا و خانواده اش لذت نمیبرد ، چون صحبتهای ناخوشایند آنها ، او را رنجیده خاطر میساخت . متلکها و کنایه های زن عمو طاهره همیشه عذابش میداد . او هر وقت سپیده را میدید این بحث را پیش میکشید که چرا ازدواج نمیکند ، دیر خواهد شد ، حتما موقعیت مناسبی ندارد ، شا

ادامه مطلب  

دلبرانه ننگر که تابی نیست این به هیچ داده شده را..  

یکبههیچدادهشدهکه هنوزبرآنستکه تار مویتبه عالمنفروشدامّا..امّا..امّا.....بیخیالسیگار داری؟از اون more نعنایی باریکا که بوی چشات میده :)..امروز خیلی دلم میخواهدش..(از ایهام تناسب بهره می برد)..از آن عاشق های از ابتدا خود شکست خورده پندار که نه تحمل وصل دارد و نه فراغ. آن دیوانه هایِ خاکستریِ طاعون.طاعون. بله طاعون قرون وسطی که کابوس زندگی شهر میشد.کابوسکابوسکابوسکابوس بودن، نبودن و حتی نفس کشیدن.کابوس لعنتی جاری در زندگی روزمره....می دونست

ادامه مطلب  

دانلودرمان جای من گوشه تنهایی نبود  

دانلودرمان جای من گوشه تنهایی نبود نوشته الهه موذنی
 
خلاصه:
بخشی از رمان:
پیراهن خوابم را از تن در آوردم و شلوار مشکی مخملی پوشیدم.موهایم را شانه زدم و بی خیال روی شانه ها رها نمودم.احساس میکردم قلبم درهم فشرده میشود.از شوق دیدن یوسف بی تاب بودم.چند وقتی میشد از حالش خبر نداشتم.اما شب پیش با رمز زنگ زده بود و من فهمیده بودم از شهرستان برگشته است.
از پله ها پایین رفتم و در اصلی سالن به ایوان را باز کردم .دلم میخواست آنقدر آرام و دزدانه پا به

ادامه مطلب  

دانلودرمان جدیدویدیا  

دانلودرمان جدیدویدیا نوشته فریده بانو 
 
خلاصه:
داستان زندگی دختری به اسم ویدیا که با پسر خان ازدواج میکنه و طبق رسوم باید تو شب زفاف پارچه خونی به خانواده داماد نشون بده اما معلوم نیس چرا پارچش خونی نمیشه با اینکه باکره بوده شوهرش هم طلاقش میده ولی برادر پسره میگه من با دختره ازدواج می کنم اما...
بخشی از رمان:
با صدای هلهله ی آدینه سر خدمتکار خونه، عصبی از خواب بیدار شدم.
دستی به موهای لخت بلندم کشیدم و با همون لباس خواب بلندم پا برهنه

ادامه مطلب  

دانلودرمان مولود  

دانلودرمان مولود نوشته ناهید شمس (مهرین فر)
خلاصه:
بخشی از رمان:
 
حقیقت آینه ای در دست خداوند بود که بر زمین افتاد و هزار تکه شد و هر تکه آن دست یک نفر اتفاد، هر کس چهره خود را در آینه دید ،فکر کرد حقیقت این است که نمیدانست این آینه هزار تکه شده و هر تکه آن دست یک نفر است. لحظه ای برگردیم و به آینه روبرویمان دقیق بنگریم آیا حقیقت همانی است که من میبینم و یا شاید حقیقت آنی است که تو در آینه می نگری! حقیقت همانی است که در قلب و روح مان می نشنید. ب

ادامه مطلب  

دانلودرمان پریناز  

دانلودرمان پریناز نوشته فاطمه زاهدی ( آقا بیگی )
خلاصه:
داستان درباره ی دختر ترکمن به اسم پریناز هستش که از یه خ و نواده پولداره و پدرش صاحب چند کارخانه س.مدتی پدرش به خاطر کارش مجبور میشه به یه سفر بره که تو این سفر هم مادر پریناز همراهش میره و در این مدت پریناز تو خ و نه ی عموش میمونه و ….
بخشی از رمان:
 
خانه تورج خان پورمند از همیشه شلوغ تر بود.مثل بازار روز پر بود از جمعیتی که در رفت و آمدی بی سابقه بودند.هر کس به کاری مشغول بود و تلاش م

ادامه مطلب  

کابوس عشق  

و رفتنت آغاز راه تنهایی بود، و این دلیل سردی دستهایم بودو این بهانه ای برای تنها قدم زدن در زیر باران بودو چه سخت میگذرد لحظه های نبودنت ، چه تلخ می آید غروب، قلبم نیز مثل تنهایی سرد است و سوت و کوربرای تو که مرا شکستی ، برای تو که مرا زیر پا گذاشتی و رفتی ، فرقی نداردکه حال من ، چه حالیست، دنیای من فقط تارکیستتا میخواهم با خودم کنار بیایم که نیستی ، عشق می آید و میگوید تو تنها نیستیو باز یاد تو و خاطراتت به سراغم می آیند و این کابوس تمام لحظه ها

ادامه مطلب  

کابوس عشق  

و رفتنت آغاز راه تنهایی بود، و این دلیل سردی دستهایم بودو این بهانه ای برای تنها قدم زدن در زیر باران بودو چه سخت میگذرد لحظه های نبودنت ، چه تلخ می آید غروب، قلبم نیز مثل تنهایی سرد است و سوت و کوربرای تو که مرا شکستی ، برای تو که مرا زیر پا گذاشتی و رفتی ، فرقی نداردکه حال من ، چه حالیست، دنیای من فقط تارکیستتا میخواهم با خودم کنار بیایم که نیستی ، عشق می آید و میگوید تو تنها نیستیو باز یاد تو و خاطراتت به سراغم می آیند و این کابوس تمام لحظه ها

ادامه مطلب  

دانلودرمان چه آسان باختم  

دانلودرمان چه آسان باختم نوشته نسرین قدیری
خلاصه:
 
محبوبه با وجود اینکه میدونسته که رامین، پسر عموش، مدتهاست که به اون علاقه داره و هر دو تا خانواده بی صبرانه منتظر این وصلت هستند، ولی عاشق دوست صمیمی اون میشه و به رامین جواب ردّ میده. رامین هم با شنیدن خبر خواستگاری رضا از محبوبه و ازدواج اونها، دلشکسته راهی سفر میشه و…
بخشی از رمان:
مجبوبه برای آخرین بار خودش را در آئینه ی سرسرای منزل برانداز کرد.با دست گیسوان بلند و مشکیش را پیچ و

ادامه مطلب  

روز قدس کابوس جنایتکاران رژیم صهیونیستی است  

روز قدس کابوس جنایتکاران رژیم صهیونیستی است


 علی
شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی با دعوت از مردم سلحشور و روزه دار ایران
اسلامی برای حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس اظهار داشت: این روز مبارک،
میراث بزرگ حضرت امام خمینی ره و نماد انسجام و پویایی جهان اسلام برای
دفاع از آرمان فلسطین و مقاومت در برابرظلم، تجاوز و سلطه طلبی رژیم
صهیونیستی و حامیان آن است.
دبیر
شورای عالی امنیت ملی، حمایت ایران از آرمان فلسطین را اقدامی اصولی،
اعتقا

ادامه مطلب  

روز قدس کابوس جنایتکاران رژیم صهیونیستی است  

روز قدس کابوس جنایتکاران رژیم صهیونیستی است


 علی
شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی با دعوت از مردم سلحشور و روزه دار ایران
اسلامی برای حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس اظهار داشت: این روز مبارک،
میراث بزرگ حضرت امام خمینی ره و نماد انسجام و پویایی جهان اسلام برای
دفاع از آرمان فلسطین و مقاومت در برابرظلم، تجاوز و سلطه طلبی رژیم
صهیونیستی و حامیان آن است.
دبیر
شورای عالی امنیت ملی، حمایت ایران از آرمان فلسطین را اقدامی اصولی،
اعتقا

ادامه مطلب  

روز قدس کابوس جنایتکاران رژیم صهیونیستی است  

 علی
شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی با دعوت از مردم سلحشور و روزه دار ایران
اسلامی برای حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس اظهار داشت: این روز مبارک،
میراث بزرگ حضرت امام خمینی ره و نماد انسجام و پویایی جهان اسلام برای
دفاع از آرمان فلسطین و مقاومت در برابرظلم، تجاوز و سلطه طلبی رژیم
صهیونیستی و حامیان آن است.
دبیر
شورای عالی امنیت ملی، حمایت ایران از آرمان فلسطین را اقدامی اصولی،
اعتقادی و ناشی از تکلیف دینی عنوان کرد و افزود: پیروزی

ادامه مطلب  

کابوس در دنیای مار.ول!  

من تقریبا هر شب مصورانه می خونم و وقتی چشمام خسته میشه میزارم کنار و می خوابم...که این یعنی من تقریبا هر شب توی دنیای مار.ول به خواب میرم ولی...بازم با این حال همش کابوس می بینم...از اون عجوزه گرفته تا اسمشو نیار و هزارتا خواب چرت و پرت و البته اعصاب سرویس کن جوری که هر روز صبح با سر درد بیدار میشم و به هیچ عنوان احساس رفرش شدن ندارم!یعنی تا کِی باید اینطوری باشم؟نه روز آرامش داشته باشم و نه شب؟چرا حتی کاپ آمر.یکامم کمکی بهم نمی کنه؟ 

ادامه مطلب  

کابوس در دنیای مار.ول!  

من تقریبا هر شب مصورانه می خونم و وقتی چشمام خسته میشه میزارم کنار و می خوابم...که این یعنی من تقریبا هر شب توی دنیای مار.ول به خواب میرم ولی...بازم با این حال همش کابوس می بینم...از اون عجوزه گرفته تا اسمشو نیار و هزارتا خواب چرت و پرت و البته اعصاب سرویس کن جوری که هر روز صبح با سر درد بیدار میشم و به هیچ عنوان احساس رفرش شدن ندارم!یعنی تا کِی باید اینطوری باشم؟نه روز آرامش داشته باشم و نه شب؟چرا حتی کاپ آمر.یکامم کمکی بهم نمی کنه؟ 

ادامه مطلب  

کابوس در دنیای مار.ول!  

من تقریبا هر شب مصورانه می خونم و وقتی چشمام خسته میشه میزارم کنار و می خوابم...که این یعنی من تقریبا هر شب توی دنیای مار.ول به خواب میرم ولی...بازم با این حال همش کابوس می بینم...از اون عجوزه گرفته تا اسمشو نیار و هزارتا خواب چرت و پرت و البته اعصاب سرویس کن جوری که هر روز صبح با سر درد بیدار میشم و به هیچ عنوان احساس رفرش شدن ندارم!یعنی تا کِی باید اینطوری باشم؟نه روز آرامش داشته باشم و نه شب؟چرا حتی کاپ آمر.یکامم کمکی بهم نمی کنه؟ 

ادامه مطلب  

کابوس در دنیای مار.ول!  

من تقریبا هر شب مصورانه می خونم و وقتی چشمام خسته میشه میزارم کنار و می خوابم...که این یعنی من تقریبا هر شب توی دنیای مار.ول به خواب میرم ولی...بازم با این حال همش کابوس می بینم...از اون عجوزه گرفته تا اسمشو نیار و هزارتا خواب چرت و پرت و البته اعصاب سرویس کن جوری که هر روز صبح با سر درد بیدار میشم و به هیچ عنوان احساس رفرش شدن ندارم!یعنی تا کِی باید اینطوری باشم؟نه روز آرامش داشته باشم و نه شب؟چرا حتی کاپ آمر.یکامم کمکی بهم نمی کنه؟ 

ادامه مطلب  

روز قدس کابوس جنایتکاران رژیم صهیونیستی است  

 علی
شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی با دعوت از مردم سلحشور و روزه دار ایران
اسلامی برای حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس اظهار داشت: این روز مبارک،
میراث بزرگ حضرت امام خمینی ره و نماد انسجام و پویایی جهان اسلام برای
دفاع از آرمان فلسطین و مقاومت در برابرظلم، تجاوز و سلطه طلبی رژیم
صهیونیستی و حامیان آن است.
دبیر
شورای عالی امنیت ملی، حمایت ایران از آرمان فلسطین را اقدامی اصولی،
اعتقادی و ناشی از تکلیف دینی عنوان کرد و افزود: پیروزی

ادامه مطلب  

معلق  

هیچ خاطره خاصی از یکی دو روز گذشته تا الان ندارم اصلن نمیدونم چطوری گذشته، یعنی چیزای مبهمی فقط یادمه که انگار از رختخواب به زور بلند شدم و غذا خوردم و دوباره خزیدم توی تخت و خوابیدم. البته فراوان خواب دیدم خوابهایی بیشتر شبیه کابوس، شایدم کابوس نام مناسبی نباشه، شبیه اینروزهای  زندگی. به زور چشمم رو باز کردم نشستم توی تخت و لپ تاپ رو باز کردم و یه سر میزنم اینجا میبینم چقدر خاک گرفته شبیه اینروزهای زندگی... یه نگاه به اتاقم میندازم به کتاب

ادامه مطلب  

معلق  

هیچ خاطره خاصی از یکی دو روز گذشته تا الان ندارم اصلن نمیدونم چطوری گذشته، یعنی چیزای مبهمی فقط یادمه که انگار از رختخواب به زور بلند شدم و غذا خوردم و دوباره خزیدم توی تخت و خوابیدم. البته فراوان خواب دیدم خوابهایی بیشتر شبیه کابوس، شایدم کابوس نام مناسبی نباشه، شبیه اینروزهای  زندگی. به زور چشمم رو باز کردم نشستم توی تخت و لپ تاپ رو باز کردم و یه سر میزنم اینجا میبینم چقدر خاک گرفته شبیه اینروزهای زندگی... یه نگاه به اتاقم میندازم به کتاب

ادامه مطلب  

معلق  

هیچ خاطره خاصی از یکی دو روز گذشته تا الان ندارم اصلن نمیدونم چطوری گذشته، یعنی چیزای مبهمی فقط یادمه که انگار از رختخواب به زور بلند شدم و غذا خوردم و دوباره خزیدم توی تخت و خوابیدم. البته فراوان خواب دیدم خوابهایی بیشتر شبیه کابوس، شایدم کابوس نام مناسبی نباشه، شبیه اینروزهای  زندگی. به زور چشمم رو باز کردم نشستم توی تخت و لپ تاپ رو باز کردم و یه سر میزنم اینجا میبینم چقدر خاک گرفته شبیه اینروزهای زندگی... یه نگاه به اتاقم میندازم به کتاب

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی به نام توی رویاهام  

دانلود آهنگ احمد سعیدی به نام توی روياهام با کیفیت 320 و 128دانلود آهنگ احمد سعیدی توی روياهام با کیفیت 320 و 128 لینک مستقیم متن موزیک +
پخش آنلاین - Download MP3 320 Direct link Ahmad Saeedi Toye Royaham.
دانلود آهنگ احمد سعیدی توی روياهام با بهترین کیفیت همراه با متن آهنگ7 مارس 2018 دانلود آهنگ احمد سعیدی توی روياهام. Download Music Ahmad Saeedi Tooye
Royaham. آهنگ احمد سعیدی بنام توی روياهام. توی روياهام یکی رو می دیدم.
دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی به نام توی روياهام - جناب موزیک9 دسامبر 2013

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

سرطان قلب  

دیشب دوباره گریه کردمکابوس هایم درد داشتدرست مثل سقطِ جنین های چروکیده و بی جفت گربه های حیاط پشتی خانه ی بی بی ناز.خودم دیدم نسیم، دامن آب را تکان دادماهی در آغوش ماه رقصیدگربه ها آواز خواندندو من ...دوباره کابوس هایم درد داشتتارهای غم تنیده می شد بر دیواره ها و راهروهای حنجره امکپک می زد پوزخندهای احترام بانو، روی مردمک های چشممسرطان قلب؟!تومور عشق؟!!مگر داریم؟!!!داشتیم.خودم دیدمدست داشت،پا داشت...دست و پاهایش هی دراز و درازتر می

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  

" :/  

چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین بار گفتم نمی تونم خوب بخوابم گفت: ( عهههه! یعنی کابوس می بینی؟! پس من باید داروهاتو تغییر بدم! ) یعنی انگار تازه حالا فهمیده بود با

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >