number 149  

پیشنهاد من اينه که حتما براي خودتون یک پلی لیست دلخواه داشته باشید که وقتی حالتون خوش میشه بزنید پلی بشه و کلی کیف کنید.نه اينکه وقتی حالتون خیلی خوبه، بزنید همینجوری موزیک هاتون پلی بشه و وسط هاش مجبور بشید به نوحه و اخبار رادیوبلاگی ها و کتاب صوتی گوش کنید.

ادامه مطلب  

مولانا : تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم  

مولانا :
تا به کی اي شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنمچند ز برگ ریز غم زرد شوم خزان کنم از غم و اندهان من سوخت درون جان منجمله فروغ آتشین تا به کیش نهان کنم چند ز دوست دشمنی جان شکنی و تن زنیچند من شکسته دل نوحه تن به جان کنم مؤمن عشقم اي صنم نعره عشق می زنمهمچو اسیرکان ز غم تا به کی الامان کنم چونک خیال تو سحر سوی من آید اي قمرچون گذرد ز موج خون خاصه که خون فشان کنم سنگ شد آب از غمم آه نه سنگ و آهنمکآتش روید از تنم چونک حدیث آن کنم اي تبریز شمس دین ب

ادامه مطلب  

خبرت هست که در شهر تو بیمارم من؟  

خبرت هست که در شهر تو بیمارم من؟بی کس و خسته، ز هر خاطره بیزارم من
کو به کو درپی تو مویه کنان میگردمجان من رو بنما، تشنه دیدارم من
رسم عاشق کشی آموخته اي، از چه کسی؟تو کجا؟جور کجا؟بر تو خریدارم من
شاعران قصه ما را به غزل می خوانندقامتم خم شده و تکیه به دیوارم من
سوزنی گشته اي و گم شده درخرمن کاهفرجی کن صنما،لايق ايثارم من...

ادامه مطلب  

زندگي  

زندگی را... 
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی،
یا توانستی زمین تشنه اي را سرخوش از باران کنی،
 
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی،
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی،
 
گر توانستی به خوان رنگی‌ات، یک رهگذر مهمان کنی،
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
 
گر توانستی لباس بی‌ریاي عاشقی بر تن کنی،
میتوانی آن زمان فریاد انسان بودَنَت‌را بر سر
هر کوی و هر برزن زنی...
 

ادامه مطلب  

مولانا  

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منمدر اين سراب فنا چشمه حیات منموگر به خشم روی صد هزار سال ز منبه عاقبت به من آیی که منتهات منمنگفتمت که به نقش جهان مشو راضیکه نقش بند سراپرده رضات منمنگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهیمرو به خشک که دریاي باصفات منمنگفتمت که چو مرغان به سوی دام مروبیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منمنگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنندکه آتش و تبش و گرمی هوات منمنگفتمت که صفت‌هاي زشت در تو نهندکه گم کنی که سر چشمه صفات منمنگفتمت که مگو کار بن

ادامه مطلب  

تبریک  

بدینوسیله کسب رتبه اول تاسوم مقاله گاد در مرحله استانی توسط خانم ها:
1)آمنه حسین زاده - دبیرستان کوثر-رتبه اول
2) محبوبه جلالی- دبیرستان نمونه قندهاری- رتبه دوم
3) فهیمه سبزه- دبیرستان چراغعلی- رتبه سوم
                                         از شهرستان گرگان را به همکاران عزیز تبریک می گوییم.

ادامه مطلب  

مرغ دریا  

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهايی ما را به رخ ما بکشد
تنه اي بر در اين خانه ی تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوايی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت
دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول
چون

ادامه مطلب  

مرثیه ی قمر  

شب سیاه و پر از غصه ی صفر آمد
دوباره شام پریشان و بی سحر آمد
دوباره غصه ی دختر،پدر،پسر را کشت
دوباره یاد حسن شعله و شرر آمد
اگر که تشت برادر شده پر از خوماب
بدان که خاطره ی مادر از جگر آمد
مدینه،میخ در و کوچه و زمین خوردن
صداي یاس کبودی ز پشت در آمد
همین صداي پر از درد،زهر مولا بود
همان صدا که پس از رحلت و سفر آمد
سفر نه ماتم پیغمبری پر از احساس
که با دلی پر و سرشار از گهر آمد
ولی کنون که زمان پریدنش آمد
نواي نوحه و مرثیه ی قمر آمد
تو اي نگار من اين

ادامه مطلب  

سوال هستی...  

پناهجوی شبم آفتاب می خواهمچقدر تشنه بمانم؟ شراب می خواهم!حساب کن چقدر غم به اين و آن دادیولی من از تو غم بی حساب می خواهمسوال هستی من از تو نیست غیر از عشقسوال کرده ام و یک جواب می خواهمچه کار با دل من کرده اي که بی عشقتنه لب به نان زده حتی نه آب می خواهمبراي من اگر اين بار هدیه آوردیدوشاخه گل وسط یک کتاب می خواهمبه آسمان برو اي آه! اي دعاي نجات!که مثل قبل تو را مستجاب می خواهممعین اصغری

ادامه مطلب  

سوال هستی...  

پناهجوی شبم آفتاب می خواهمچقدر تشنه بمانم؟ شراب می خواهم!حساب کن چقدر غم به اين و آن دادیولی من از تو غم بی حساب می خواهمسوال هستی من از تو نیست غیر از عشقسوال کرده ام و یک جواب می خواهمچه کار با دل من کرده اي که بی عشقتنه لب به نان زده حتی نه آب می خواهمبراي من اگر اين بار هدیه آوردیدوشاخه گل وسط یک کتاب می خواهمبه آسمان برو اي آه! اي دعاي نجات!که مثل قبل تو را مستجاب می خواهممعین اصغری

ادامه مطلب  

سوال هستی...  

پناهجوی شبم آفتاب می خواهمچقدر تشنه بمانم؟ شراب می خواهم!حساب کن چقدر غم به اين و آن دادیولی من از تو غم بی حساب می خواهمسوال هستی من از تو نیست غیر از عشقسوال کرده ام و یک جواب می خواهمچه کار با دل من کرده اي که بی عشقتنه لب به نان زده حتی نه آب می خواهمبراي من اگر اين بار هدیه آوردیدوشاخه گل وسط یک کتاب می خواهمبه آسمان برو اي آه! اي دعاي نجات!که مثل قبل تو را مستجاب می خواهممعین اصغری

ادامه مطلب  

موج بگیر دریا  

اين روزها به طرز افتضاحی
حالم کج و کوله س...
یه وقتايی آدم نمیفهمه بايد
بااين خود چیکار کرد؟!
کاش جرقه ی اين حالم
تو باشی حسین"ع"!!!
از دعاي تحویل سال 5ماه میگذره
رمضونم که اومد و رفت
کم کم میخاد محرمت بیاد
و ما همچنان راکدیم
نه تحولی
نه تدبیری...
کاش لاقل حالیمون نبود داره چی میشه.
عین ماهیِ تشنه
که کنار ساحل افتاده;
 شدیم!!!
یخورده موج بگیر دریا
داریم جون میدیم اين کنارا...
داریم جون میدیم.
#سلام_بر_تشنگانِ_کربلا

ادامه مطلب  

سر وسامان من بی سر و سامان آمد...  

شعر ناياب حسین و غزل ناب، حسین
"آتش و آبِ" دل و دیده ی بیتاب، حسین
قبله ی مشترک تشنه و سیراب، حسین
بشر و جن و ملک رعیت و ارباب، حسین
ذکر ارباب کجا، شاعر ناباب کجا؟
خشت بی قیمت و وصف زر ناياب کجا؟
او که یکتاي صمد گشته مدیحت گویش
او که بال و پر جبریل بود جارویش
او که واللّیل حکايت کند از گیسویش
او که والشّمس حدیثی ز رخ نیکویش
می وزد سوی گدايان نفس قِدّیسش
می کشاند همه را جذبه مغناطیسش
من که جامانده ازین موج خروشان بودم
من که درمانده ز همراهی یاران ب

ادامه مطلب  

سر وسامان من بی سر و سامان آمد...  

شعر ناياب حسین و غزل ناب، حسین
"آتش و آبِ" دل و دیده ی بیتاب، حسین
قبله ی مشترک تشنه و سیراب، حسین
بشر و جن و ملک رعیت و ارباب، حسین
ذکر ارباب کجا، شاعر ناباب کجا؟
خشت بی قیمت و وصف زر ناياب کجا؟
او که یکتاي صمد گشته مدیحت گویش
او که بال و پر جبریل بود جارویش
او که واللّیل حکايت کند از گیسویش
او که والشّمس حدیثی ز رخ نیکویش
می وزد سوی گدايان نفس قِدّیسش
می کشاند همه را جذبه مغناطیسش
من که جامانده ازین موج خروشان بودم
من که درمانده ز همراهی یاران ب

ادامه مطلب  

شورحسینی  

شورحسینی میبردهردل بسوی کربلا/باعاشقی معناکندآن بندگی برخدا/ماه محرم تارسدچشمان مازمزم شود/یک کاروانی آمده ازمکه سوی نینوا/همراه مولازینب وعباس واکبرمیرسد/شش ماهه اي باقافله داردپیامی آشنا/دشمن نداردذره اي رحم وعطوفت درحرم/ازشاه دین تشنه لب بنموده اوسرراجدا/اشک همه زمزم شده درماتم مولاحسین/مهدی همیشه میروددرمجلس سوگ وعزا/

ادامه مطلب  

شورحسینی  

شورحسینی میبردهردل بسوی کربلا/باعاشقی معناکندآن بندگی برخدا/ماه محرم تارسدچشمان مازمزم شود/یک کاروانی آمده ازمکه سوی نینوا/همراه مولازینب وعباس واکبرمیرسد/شش ماهه اي باقافله داردپیامی آشنا/دشمن نداردذره اي رحم وعطوفت درحرم/ازشاه دین تشنه لب بنموده اوسرراجدا/اشک همه زمزم شده درماتم مولاحسین/مهدی همیشه میروددرمجلس سوگ وعزا/

ادامه مطلب  

شورحسینی  

شورحسینی میبردهردل بسوی کربلا/باعاشقی معناکندآن بندگی برخدا/ماه محرم تارسدچشمان مازمزم شود/یک کاروانی آمده ازمکه سوی نینوا/همراه مولازینب وعباس واکبرمیرسد/شش ماهه اي باقافله داردپیامی آشنا/دشمن نداردذره اي رحم وعطوفت درحرم/ازشاه دین تشنه لب بنموده اوسرراجدا/اشک همه زمزم شده درماتم مولاحسین/مهدی همیشه میروددرمجلس سوگ وعزا/

ادامه مطلب  

چایی روضه...  

بسم الله الرحمن الرحیم
خانه پیرزن ته کوچه، پشت تیر برق چوبی بود
پشت فریادهاي گل کوچک، واقعاً روزهاي خوبی بود
پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر منتظر بود در زدنها را
دم در می نشست و با لبخند جفت میکرد آمدنها را
روضه خوان محله می آمد، میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر، مثل هر هفته سینه اش خسته
اي شه تشنه لب، سلامٌ علیک، اي شه تشنه لب
چه آوازی، زیر و بم هاي گوشه دشتی، شعر هاي وصال شیرازی...
می نشستیم گوشه مجلس با همان شور و اشتیاقی که
چقدر خوب

ادامه مطلب  

نام حسین  

حک شده برقلب مانام حسین وزینبش/کاش برچشمم نهدگام حسین وزینبش/کربلا خون خدا را برد دردامان خود/اشک ریزم بهر ايتام حسین وزینبش/علقمه شدجاودانه تشنه عباس شد/دین مامدیون اسلام حسین وزینبش/روزعاشوراکه آید غمگساری شد فزون/اشک دیده ترکندکام حسین وزینبش/حضرت مهدی براي جدخود داردظهور/مرهمی باشد به ايام حسین وزینبش/

ادامه مطلب  

نام حسین  

حک شده برقلب مانام حسین وزینبش/کاش برچشمم نهدگام حسین وزینبش/کربلا خون خدا را برد دردامان خود/اشک ریزم بهر ايتام حسین وزینبش/علقمه شدجاودانه تشنه عباس شد/دین مامدیون اسلام حسین وزینبش/روزعاشوراکه آید غمگساری شد فزون/اشک دیده ترکندکام حسین وزینبش/حضرت مهدی براي جدخود داردظهور/مرهمی باشد به ايام حسین وزینبش/

ادامه مطلب  

نام حسین  

حک شده برقلب مانام حسین وزینبش/کاش برچشمم نهدگام حسین وزینبش/کربلا خون خدا را برد دردامان خود/اشک ریزم بهر ايتام حسین وزینبش/علقمه شدجاودانه تشنه عباس شد/دین مامدیون اسلام حسین وزینبش/روزعاشوراکه آید غمگساری شد فزون/اشک دیده ترکندکام حسین وزینبش/حضرت مهدی براي جدخود داردظهور/مرهمی باشد به ايام حسین وزینبش/

ادامه مطلب  

برای تو لبخند می زنم...  

هر روز و شب فقط براي تو لبخند می زنمآری راست گفته ام فقط براي تو لبخند میزنم
دنیا غم است و‌ غم ؛ تمامش غم استشادی تویی ؛ که براي تو لبخند می زنم
اين چیست ٬عشق٬ جنون حال خوشیست مبهوت چشم تو بوده ام که لبخند میزنم
احسنت بر اين خدا که تورا آفریده استدايم به اين خداي خوب تو لبخند می زنم
وقتی هنوز لب هاي غنچه ی تو بسته اندتا وا شود بجاي تو به من لبخند می زنم
دل خوش به سلامی که نمی کنی نکرده ام !!من عاشقانه براي تو هر صبح لبخند می زنم
من تشنه ام ٬ تشنه به

ادامه مطلب  

ازدواجی آسمانی  

ازدواجی آسمانی برکت روی زمین/اول ذیحجه باشدتابش نورمبین/حضرت زهرا چوآمدخانه مولاعلی/گشته پیوندرسالت باامامت دلنشین/نسل پاک مصطفی را کوثر حق نورداد/حق مطلق دردو عالم شد امیرالمومنین/اين چنین پیوندنابی منشاء خیر و کمال/باعلی و نام زهرا شد سعادت همنشین/عرض تبریکی به مهدی میدهم با رهبری/باولايت دین احمدهست دین برترین/

ادامه مطلب  

ازدواجی آسمانی  

ازدواجی آسمانی برکت روی زمین/اول ذیحجه باشدتابش نورمبین/حضرت زهرا چوآمدخانه مولاعلی/گشته پیوندرسالت باامامت دلنشین/نسل پاک مصطفی را کوثر حق نورداد/حق مطلق دردو عالم شد امیرالمومنین/اين چنین پیوندنابی منشاء خیر و کمال/باعلی و نام زهرا شد سعادت همنشین/عرض تبریکی به مهدی میدهم با رهبری/باولايت دین احمدهست دین برترین/

ادامه مطلب  

ازدواجی آسمانی  

ازدواجی آسمانی برکت روی زمین/اول ذیحجه باشدتابش نورمبین/حضرت زهرا چوآمدخانه مولاعلی/گشته پیوندرسالت باامامت دلنشین/نسل پاک مصطفی را کوثر حق نورداد/حق مطلق دردو عالم شد امیرالمومنین/اين چنین پیوندنابی منشاء خیر و کمال/باعلی و نام زهرا شد سعادت همنشین/عرض تبریکی به مهدی میدهم با رهبری/باولايت دین احمدهست دین برترین/

ادامه مطلب  

یارحسین  

مسلم به کوفه آمده تاعاشقی معناشود/یارحسین تشنه لب همراه عاشوراشود/باجلوه اي ازمعرفت برشیعه داردیک پیام/باپیروی ازولی دین بشرزیباشود/مسلم وهانی اولین دلداده درکوی حسین/بنگرسرش ازتن جدااندرره مولاشود/گشته یتیمانش غریب درکوفه ودرکربلا/همچون پدرسرهاجدادردامن صحراشود/یک روزآیدمنتقم باذوالفقارحیدری/آرامش مسلم نگرآن یوسف زهراشود/

ادامه مطلب  

یارحسین  

مسلم به کوفه آمده تاعاشقی معناشود/یارحسین تشنه لب همراه عاشوراشود/باجلوه اي ازمعرفت برشیعه داردیک پیام/باپیروی ازولی دین بشرزیباشود/مسلم وهانی اولین دلداده درکوی حسین/بنگرسرش ازتن جدااندرره مولاشود/گشته یتیمانش غریب درکوفه ودرکربلا/همچون پدرسرهاجدادردامن صحراشود/یک روزآیدمنتقم باذوالفقارحیدری/آرامش مسلم نگرآن یوسف زهراشود/

ادامه مطلب  

یارحسین  

مسلم به کوفه آمده تاعاشقی معناشود/یارحسین تشنه لب همراه عاشوراشود/باجلوه اي ازمعرفت برشیعه داردیک پیام/باپیروی ازولی دین بشرزیباشود/مسلم وهانی اولین دلداده درکوی حسین/بنگرسرش ازتن جدااندرره مولاشود/گشته یتیمانش غریب درکوفه ودرکربلا/همچون پدرسرهاجدادردامن صحراشود/یک روزآیدمنتقم باذوالفقارحیدری/آرامش مسلم نگرآن یوسف زهراشود/

ادامه مطلب  

نوستالژی ما  

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمايی
 
زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت‌ساز
رفت پاي درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبايی
چه سری چه دُمی عجب پايی
پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می‌خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود
 
 
***
 
 
«روباه

ادامه مطلب  

کارگاه آموزشی وزنه برداری بانوان در سطح استان  

سلام:
کارگاه آموزشی براي بانوان پیش نیاز کلاس مربیگری براي بانوان علاقمند در رشته وزنه برداری روز دوشنبه مورخ 96/9/27ساعت 3بعدازظهردر خانه وزنه برداری واقع در ملک شهر خیابان 17شهریور جنب مجتمع ورزشی کوثر خانه وزنه برداری 3الی 6بعدازظهرباهیات  وزنه برداری شهرستان  خود هماهنگی نمائید جهت شرکت در کلاس.با معرفی نامه جهت اطلاع بیشتر با شماره 09133198278تماس بگیرید.

ادامه مطلب  

کمال مصطفی  

آفرینش هست مدیون کمال مصطفی/ماه درمانده به پیش آن جمال مصطفی/درصف خلقت محمد هست الگوی بشر/فیض می خواهی سلامی ده به آل مصطفی/گوهر عالم وجود احمد وحیدر بود/میرسد مژده به شیعه ازبلال مصطفی/درمناقب بی رقیب و اشرف مخلوق رب/ چشمه کوثر مصفا از زلال مصطفی/حضرت مهدی ظهورش بهر دین احمداست/باچنین عترت وقرآن خوش بحال مصطفی/

ادامه مطلب  

کمال مصطفی  

آفرینش هست مدیون کمال مصطفی/ماه درمانده به پیش آن جمال مصطفی/درصف خلقت محمد هست الگوی بشر/فیض می خواهی سلامی ده به آل مصطفی/گوهر عالم وجود احمد وحیدر بود/میرسد مژده به شیعه ازبلال مصطفی/درمناقب بی رقیب و اشرف مخلوق رب/ چشمه کوثر مصفا از زلال مصطفی/حضرت مهدی ظهورش بهر دین احمداست/باچنین عترت وقرآن خوش بحال مصطفی/

ادامه مطلب  

کمال مصطفی  

آفرینش هست مدیون کمال مصطفی/ماه درمانده به پیش آن جمال مصطفی/درصف خلقت محمد هست الگوی بشر/فیض می خواهی سلامی ده به آل مصطفی/گوهر عالم وجود احمد وحیدر بود/میرسد مژده به شیعه ازبلال مصطفی/درمناقب بی رقیب و اشرف مخلوق رب/ چشمه کوثر مصفا از زلال مصطفی/حضرت مهدی ظهورش بهر دین احمداست/باچنین عترت وقرآن خوش بحال مصطفی/

ادامه مطلب  

داچ علی  

علی گفت : من استاد x را انتخاب کردم چون اسمش لاله بود فکر کردم دختری 25 ساله و شیک است نه پیرزنی گیج و عقب افتاده 
علی 18 ساله است ...گرافیک کار می کند ...دختران کلاس او را تیغ می زنند ...طرف من نمی ايد چون چیزی که می خواهد ندارم ...مدام به سرش ژل می زند و هر روز یک مدل موهايش را درست می کند ...همیشه عین نوار بهداشتی لاي دخترهاست ...کار هاي ان ها را تايپ می کند ان ها را می رساند سر کلاس بامزه بازی در می اورد دختر ها به او می خندند ..براي دختر ها فیلم می ریزد ...ا

ادامه مطلب  

چای روضه  

خانه پیرزن ته کوچه ، پشت یک تیربرق چوبی بود
پشت فریادهاي گل کوچک، واقعا روزهاي خوبی بود
پیرزن هر دوشنبه بعد ازظهر، منتظر بود درزدنها را
دم در می نشست و با لبخند، جفت می کرد آمدنها را
روضه خان محله می آمد، میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر، مثل هر هفته اش خسته
اي شه تشنه لب سلام ْعلیک ، اي شه تشنه لب، چه آوازی
زیر و بم هاي گوشه دشتی، شعرهاي وصال شیرازی
می نشستیم گوشه مجلس، با همان شور و اشتیاقی که
چقدر خوب یادمان مانده، در و دیوار آن

ادامه مطلب  

یلدا 96  

چون شوم خاکِ رَهش, دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان, رو بگرداند زمن
روی رنگین را به هرکس می نمايد همچو گل
ور بگویم وبازپوشان,بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر, یک نظر سیرش ببین
گفت می خواهی مگر تا جوی خون راند ز من
او به خونم تشنه و من بر لبش, تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند زمن
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید, باک نیست
بس حکايتهاي شیرین, باز می ماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم, خاطر نازک برنجاند زمن
دوستان, جان دا

ادامه مطلب  

یلدا 96  

چون شوم خاکِ رَهش, دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان, رو بگرداند زمن
روی رنگین را به هرکس می نمايد همچو گل
ور بگویم وبازپوشان,بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر, یک نظر سیرش ببین
گفت می خواهی مگر تا جوی خون راند ز من
او به خونم تشنه و من بر لبش, تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند زمن
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید, باک نیست
بس حکايتهاي شیرین, باز می ماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم, خاطر نازک برنجاند زمن
دوستان, جان دا

ادامه مطلب  

آمین..  

خدايا !من همانم که گاه خندانم،و گاهی گریان.گاه شکرگزارم،و گاهی درحال گله کردن.گاه بنده ی توام،و گاهی بنده ی خویش!خداي همیشگی ام!من مبتلا به گاه و بی گاههاي همواره ام،بیماری نامتعادل که همیشه به نسخه ی طبیب خویش عمل نمی کند!اسیر خویشتنم؛و گاه و بی گاههاي اسارت گونه ام مرا در برگرفته است...معبود آزاده ام!بندهاي گاهها و بی گاههاي زندان تنم را... از هم جدا كن!مرا به آغوش خویش دعوت كن!که تشنه ترینم به آن...تمام اين گاه و بی گاههاي مدامم را،ببخش...به حق

ادامه مطلب  

#طاهره_اباذری_هریس  

تو مثل چاي عصرانه، شبیهِ خوابْ دلچسبیبراي اين دل تشنه، شبیه آبْ دلچسبی
تو حس کودکی هامی، پر از رویاي آبی رنگتو مثل باد در موهام، سوارِ تابْ دلچسبی
شبیه بستنی یخمک، دراين گرماي تابستان...تو یک احساس بی‌همتا، تو پاک و ناب، دلچسبی
شبیهِ تیله ی رنگی، براي بچه هاي تُخس...تو تنها تیله ی مشکی، کمی نايابْ! دلچسبی
تو مثل قولِ فرداها، تویی آن وعده هاي خوب؛براي گریه هاي من، دلِ بی تابْ دلچسبی
تو طعم دوستی‌هايی، رفاقت هاي بی پايانرفیقم بودی و هستی، اگر

ادامه مطلب  

نوحه  

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد
امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین – گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین
اي دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین – فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  اين از غم سل

ادامه مطلب  

چو مرغ شب آوای سه تار با آواز مهرداد بدیعی  

هhttp://up44.ir/2s18233q
لینک بالا
متن شعر:
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
شنیدی غوغاي طوفان را
زماندن واماندی و رفتی
به باغ قصه به دشت خواب
سايه ی ابری در دل مهتاب
مثل روح آزرده ی مرداب
ز خواندن واماندی و رفتی 
چو مرغ شب خواندی و رفتی
تو اشک سرد زمستان را 
چو باران افشاندی و رفتی
سیاه شب لاله افشان شد
کویر تشنه گلستان شد
تو می آیی آاااي تو می آیی
به باغ قصه به دشت خواب
به راه شیرین پر مهتاب 
تو میباری چون گل باران 
به جام نیلوفر مرداب
 آواز:

ادامه مطلب  

دانلود مداحی حاج مهدی رسولی| شب 2 محرم 96  

دانلود مداحی حاج مهدی رسولی| شب 2 محرم 96
براي دانلود به ادامه مطلب بروید
دانلود مداحی سرتاسر محله مان غرق م... (مناجات)

دانلود


۰۲
دانلود مداحی محرم شب اول (روضه)

دانلود


۰۳
دانلود مداحی نوح علی سیدالشهدا (نوحه)

دانلود


۰۴
دانلود مداحی تجلی کرد رو چشمامون... (زمینه)

دانلود


۰۵
دانلود مداحی باز داره عوض میشه رو گنبد... (واحد)

دانلود


۰۶
دانلود مداحی گلدی فصل عقیده (سنگین)

دانلود


۰۷
دانلود مداحی روضه پايانی

دانلود

ادامه مطلب  

دانلود مداحی حاج مهدی رسولی| شب 2 محرم 96  

دانلود مداحی حاج مهدی رسولی| شب 2 محرم 96
براي دانلود به ادامه مطلب بروید
دانلود مداحی سرتاسر محله مان غرق م... (مناجات)

دانلود


۰۲
دانلود مداحی محرم شب اول (روضه)

دانلود


۰۳
دانلود مداحی نوح علی سیدالشهدا (نوحه)

دانلود


۰۴
دانلود مداحی تجلی کرد رو چشمامون... (زمینه)

دانلود


۰۵
دانلود مداحی باز داره عوض میشه رو گنبد... (واحد)

دانلود


۰۶
دانلود مداحی گلدی فصل عقیده (سنگین)

دانلود


۰۷
دانلود مداحی روضه پايانی

دانلود

ادامه مطلب  

فریدون مشیری  

بگذار که بر شاخه اين صبح دلاویزبنشینم و از عشق سرودی بسرايمآن گاه به صد شوق چو مرغان سبکبالپر گیرم از اين بام و به سوی تو بیايمخورشید از آن دور، از آن قله پربرفآغوش کند باز، همه مهر همه نازسیمرغ طلايی پر و بالیست که چون مناز لانه برون آمده، دارد سر پروازپرواز به آنجا که نشاط است و امید استپرواز به آنجا که سرود است و سرور استآنجا که سر و پاي تو در روشنی صبحرویاي شرابیست که در جام بلور استآنجا که سحر، گونه گلگون تو در خاکاز بوسه خورشید چو برگ گل

ادامه مطلب  

عشق مرداد  

میان تاریکی کوچه هاي افکارم بمان 
در شب 
در نیمه شب 
مثل هر شب 
باز بی خوابیم را گردن بگیر 
باز هم 
از دور 
از دور 
صدايم بزن 
با همان صدا ، با همان صدا ، با همان نگاه 
 
 
دست هايت روی شانه ام بگذار
تا دوباره 
به آنجا برویم 
که جا گذاشتیم هر دو آنجا را 
که پا گذاشتیم رویش 
عشق مرداد را 
 
 
میان تاریکی کوچه هاي افکارم بمان 
حتی یک گوشه 
چانه بر زانو 
خیس خیس
حتی آنجا هم بمان 
 
 
باش در میان تاریکی 
تا در بیم نباشم 
که تنها 
با همه ی دنیا 
مانده

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1