دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده زیبا احساسی عاشقانه و غمگین  چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني+متن آهنگ
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنیدبیتاب | دانلود آهنگ غمگین، عاشقانه و قدیمی

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده زیبا احساسی عاشقانه و غمگین  چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني+متن آهنگ
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنیدبیتاب | دانلود آهنگ غمگین، عاشقانه و قدیمی

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده زیبا احساسی عاشقانه و غمگین  چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني+متن آهنگ
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنیدبیتاب | دانلود آهنگ غمگین، عاشقانه و قدیمی

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده زیبا احساسی عاشقانه و غمگین  چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني+متن آهنگ
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنیدبیتاب | دانلود آهنگ غمگین، عاشقانه و قدیمی

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده احساسی عاشقانه و غمگین چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني
««همراه با متن آهنگ و لینک دانلود»»
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید. 
 
چيکار کردم که این بوده تقاصش
برگرد این خواهش نیست یه التماسه
اون کجا رفته این دیوونه بدون
تو نمیتونه روی پاش وایسه
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.آیس لاو – دانلود آهنگ |احساسی| عاشقانه|و غمگین|

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده احساسی عاشقانه و غمگین چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني
««همراه با متن آهنگ و لینک دانلود»»
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید. 
 
چيکار کردم که این بوده تقاصش
برگرد این خواهش نیست یه التماسه
اون کجا رفته این دیوونه بدون
تو نمیتونه روی پاش وایسه
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.آیس لاو – دانلود آهنگ |احساسی| عاشقانه|و غمگین|

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده احساسی عاشقانه و غمگین چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني
««همراه با متن آهنگ و لینک دانلود»»
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید. 
 
چيکار کردم که این بوده تقاصش
برگرد این خواهش نیست یه التماسه
اون کجا رفته این دیوونه بدون
تو نمیتونه روی پاش وایسه
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.آیس لاو – دانلود آهنگ |احساسی| عاشقانه|و غمگین|

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ چیکار کردم که این بوده تقاصش از علی یاسینی  

آهنگ فوق العاده احساسی عاشقانه و غمگین چيکار کردم که این بوده تقاصش از علي ياسيني
««همراه با متن آهنگ و لینک دانلود»»
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید. 
 
چيکار کردم که این بوده تقاصش
برگرد این خواهش نیست یه التماسه
اون کجا رفته این دیوونه بدون
تو نمیتونه روی پاش وایسه
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.آیس لاو – دانلود آهنگ |احساسی| عاشقانه|و غمگین|

ادامه مطلب  

خدایا خسته شدم...  

خدایا من از غرورم خیلی زخم خوردم...احساس می کنم که دیگه بسه ...اشتباه کردم مغرور شدم...
اشتباه کردم که یک پسر رو با غرورم له کردم...
اشتباه کردم که نسبت به همه احساس برتری کردم...
اشتباه کردم که فکر کردم همه من رو دوست دارند...
اشتباه کردم که فکر کردم من تو این دنیا سوگلی تو ام...
اشتباه کردم خداجونم...ببخش منو..ببخش...
دیگه بسه برام... دارم از پا می افتم...
دیگه نمی خوام مغرور باشم ...
میخوام خودم باشم...
همون دختر 5 سال پیش که همه واقعا دوستش داشتن..
دیگه بسه...

ادامه مطلب  

خدایا گوش کن  

واقعا فک نمی کردم این بلا رو سرم بیاری  که من حسرت حلقه رو بخورم 
حسرت ازدواج حسرت عشق حسرت تلاش حسزت زندگی مشترک حسرت برای بچه دار شدن 
خدایا خواهر کوچکترم بره بمونم فک نمیکردم تا این سن برسم اصلا لحظه ای گمان نمیکردم که من بمونم  تا این سن
دیگه میخام چيکار این دنیا رو 
داغی رو دلم موند که نگو تازه از سنم چی بگم که مونده باشه 
تمام مدت امیدم الکی بود حتما من فقط یه بار دیدمش امسال و 7 ماهه خبری نیست هر چند تا این لحظه امیدوار بودم حتی الان که د

ادامه مطلب  

شبي به ياد ماندني  

دیشب تا حدود دوازده توی اتاقم متن و شعر می نوشتم خاطراتم را مرور می کردم.بعد وقتی خواستم برم بخوابم اول شعرم را حذف کردم و بعد پروفایل وبرا..احساس می کردم کار بدی کرده ام و اندوهی را خلق کرده ام .سیستم را خاموش کردم.همه جا سکوت محض بود و بد جوری حال و هوای گریهرا بوجود می آورد.نشستم روی زمین و مثل ابر بهار شروع به گریه کردم دلم نمی خواست با اندوه از پله ها پایین برم اما رفتم.خانم گفت اگه میشه این سبزی ها را خرد کن ...چشمانم را نذاشتم ببینه که پف کرد

ادامه مطلب  

تجربه من .......  

سال 93بود که من دخترم آیسودا رو در پیش دبستان ثبت نام کردم .انروز که باید به جشن اول سال میبردمش از یه طرف خوشحال بودم از طرفی ناراحت ازاینکه تا ساعت 5بعداز ظهر نبینمش میمیرم ،ساعت 13از خونه زدیم بیرون سمت پیش دبستان ایسودا رسیدیم ،رفت تو سالن جشن برای اولین روز پیش دبستان شروع شد ،مدیر بچه ها اومد بیرون به سمت مادرا گفت برید ساعت 5اینجا باشین نمی تونستم این همه ساعت بزارم اونجا برم خلاصه زدم بیرون به سمت خونه نمی دونستم چيکار کنم رفتم خونه با م

ادامه مطلب  

 

 سرما خوردم اونم شدید . داروهام اثر نداشت از صبح سردرد و تب لرز داشتم .....
امروز عجیب دلم تنگ مامان شده بود وقتهایی که مریض میشدم اش میپخت ... داداشی شیفته بابا هم نیست تنهام .... یه جفت جوراب کلفت پوشیدم با بلوز پشمی و سوشرت و کلاه بافتنی کنار رادیاتور نشستم این جور وقتها دلم بخاری میخام که کنارش دراز بکشم و پتو بندازم روم ..... هوا سرد و برف اومده.... با مامانی صحبت کردم گفت دمنوش بخورم دمنوش پونه و ختمی دم کردم خوردم مزه خوبی داد . دو تا امپولم که صبح

ادامه مطلب  

 

سلام نمیدونم از کجا شروع کنم ولیمن میخوام از داشته هام بگم.اینکه شرایطای خوبی دارم ولی بین مرام برای اطرافیانم یا انتخاب راحتی برای خودم گیر کردم... نمیدونم برم اونا شاد شن یا بمونم خودم شاد شم؟ برم یکی تنها میشه و نرم هم باز یکی تنها میشه...چيکار کنم؟؟؟ لطفا راهنمای

ادامه مطلب  

ای کاش  

امشب باهاش اتمام حجت کردم....به قولی حجتمو باهاش تموم کردم.....ای کاش از آستانه رد نمی کرد...اگه از آستانه رد نمی کرد اینطوری نمیشدم....داشتم بی طاقت می شدم ولی وقتی به این فکر کردم که در کنار خوبی هات بدی هم داری طاقتم زیاد شد....خیلی زیاد...
پی نوشت: خدایا کاش بیشتر بهمون فرصت با هم بودن میدادی...

ادامه مطلب  

اههههه.  

خسته شدم بقران
از همه چیز خسته شدم هر کی میرسه ی چیزی میگه بقران خسته شدم
اه منه بدبخت چه گناهی دارم
این روزا دیگه طاقت هیچیو ندارم خسته شدم
بقران دیگه بریدم همه چی دست ب دست دادن زجرم بدن
بسه دیگه بخدا انصاف نیس بقدان نیس ب امام حسین نیس این انصاف نیس
چرا باید اینقدر زجر بکشم چيکار کردم

ادامه مطلب  

شب بارانی  

شبی از پشت یک تنهایی نمناک بارانی
تورا با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم
پس از یک جست و جوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام روییده با حسرت جدا کردم
دوستت دارم قشنگ ترین اتفاق زندگی من

ادامه مطلب  

274  

یه ژله انار سازیدم توش رو هم پر الوچه و لواشک کردم از ساعت حدود نه تا الان شونصد بار انگولکش کردم لامصب نمیبنده

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  

يک شب کوتاه  

تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم کردم تو را در خلوتی در یک شب کوتاه گم کردم تو را در سنگری بین علفها پاره آهنها به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم کردم تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم کردم قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم کردم تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم شبیه واژه آخر در دل گمراه گم کردمموسی عباسی مقدم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >