غروب جمعه  

اصلا نمیتونم باهاش درد و دل و مشورت کنم...
بیش از حد منطقیه و گاها حرصم رو درمیاره...
اعتقادی به شهود و به دل افتادن نداره...
بهش میگم تو اگر زمان پیامبرا بودی هیچ کدوم از معجزه ها رو باور نمیکردی با این حساب چون رشنال یا همون منطقی خودمون نبودن! |||:
#کمی_عصبانی!

ادامه مطلب  

حرف حساب، جواب نداره...  

وقتی قرار است از زندگی کسی خارج شوی،  باشکوه چون رنگین کمان برو! 
بگذار بعد از تو تمام آدمها را با تو مقایسه کند... 
بگذار عیار خوبی ها شوی... 
یقین بدان بعد از تو، کسی به چشمش نخواهد آمد... 
و این تنها جزای آدم قدر نشناس است... تمام! 
"سیاه چومی"

ادامه مطلب  

پریزاد  

بعضی آهنگ ها، خیلی حیفن که باهاشون خاطره ساخته نشه
مثلا دلم میخواست با "پریزاد" بابک جهانبخش یه خاطره خیلی خوب میداشتم،ولی خب ندارم دیگه
+چقد "آرام جانان" استاد شجریان جان عالیه:)
+شبیه وسیله برقی ای که یکی از قطعاتش سوخته شدم، یکی از قطعات! من سوخته وگرنه انقد خاموشی معنی نداره
+به یک اتفاق خیلی خیلی خوب جهت افتادن نیازمندم، ولی هرجوووور حساب کنی فعلا ممکن نیس:|
و اینکه ایا بعدا ممکن هست یا نه؟ هیچ تضمینی وجود نداره

ادامه مطلب  

سردم  

تو کنارم نیستی تنهام! واقعا تنهام! دوس دارم با انکیزه باشم ینی خودم به خودم انگیزه نیدم که جولو برم انگار تو یه مسیر دایره ایم که همش دور میزنمو می رسم نقطه ی شروع همین قدر تکراری ! همین قدر بی هیجان! زندگی بی تو هیچ چیز خوشال کننده ای نداره می خندما ولی از ته دل نیس ! ینی بازتابی نداره سردم

ادامه مطلب  

دلبریتو کمترش کن (شهاب مظفری)  

متن شعر آهنگ:
چیکار میکنی اینجوری که دیوونه میشم بیا دلبریتو یکم کمترش کندلم عاشقه بیشتر از این نذار عاشقت شم داره میره قلبم بیا باورش کنحدی دل بردن واسه تو مردن همه ی عالم ای وای چه بده حالمدلم دیگه طاقت نداره دلم بی قراره داره کم میارهدیگه خستم از حالت چشم تو و حالای باحال نصف کارهدلم دیگه طاقت نداره دلم بی قراره داره کم میارهدیگه خستم از حالت چشم تو و حالای باحال نصف کارهمیلرزونه این زلزله قلبمو دین و ایمونمو زندگیمو بهم ریخته چشاتیه آدم

ادامه مطلب  

یاد بگیر  

واسه فردام  دعا کنید که روون بگذره. 
یادت باشه که هرکسی لیاقت هم نشینی و صحبت با تو رو نداره.. یادت باشه که بدونی باید با کی گرم بگیری...یادت باشه نباید متنفر شی هرکس ارزش احساس تنفر رو نداره...
یاد بگیر ببخشی...یاد بگیرجواب بدی رو با بدی ندی...یاد بگیر زیاد از حد غر نزنی به خدا...
بزاری پای حکمتش...یاد بگیر فراموش  نکنی که خدا دوباره آغوشش رو به روت باز کرده...
یاد بگیر هیچ چیز غیر ممکن نیس...
اینا رو با خودم بودم:)
اقاااا دعا کنید واسه فردا جان من☺

ادامه مطلب  

روز نوشت صد و هشتاد و نهم  

به نظر خودم اگه درست وبمو بخونید من به اندازه کافی حتی بیش از اندازه اعتماد بنفس کافی دارم
بنابراین اینکه بخوام از چیزی خجالت بکشم یا فیلم بازی کنم اصن ازین حرفا نیست .
من آیدی تلگراممو گذاشته ام توی پروفایلم واقعا اگه کسی از من خوشش اومد و منو دوس داشت
اشکالی از نظر من نداره که بیاد پی وی من و با هم حرف بزنیم البته به شرطی که صادقانه رفتار کنه
و احترام متقابل رو بفهمه و عزت نفس من و عزت نفس خودش براش مهم باشه میتونه بیاد حرف بزنیم
از نظر من اشک

ادامه مطلب  

57#  

اعضای بدن، واکنش های ناخودآگاهی دارن که طی یک قانون نانوشته، تو موقعیت های اضطراری قدرت اختیار پیدا می کنن و کاری هم به کار سیگنال های از روی منطق مغز ندارن و ترجیح میدن با هورمون های شیمیایی، همه ی جهان اطرافت رو حذف کنن و فقط علت این اتفاقات رو تو واقعیت و رویا جلوی چشمت ثابت کنن! مثلا قلبت یهو کنده میشه میوفته تو پاچه ت، و میبینی که این اتفاق با هیچ فرمولی مدل نمیشه و معادله جواب نداره! اینطوری میشه که تصمیم می گیری خیلی عاقلانه به خودت حال

ادامه مطلب  

شعر  

یه نظر درباره این شعر تایید میشه اولین نظر.

میگم چه خوب ک روزات خوبه خوبه...ولی شبای من چه سوت و کوره...دلم بهونه گیری میکنه هر شب و هر روزانگار حرفای من بی اثرن روش...هنوز رفتنتو باور ندارهدلم طاقت این غمو نداره...بذار گریه کنه ، پی ت بگردهوقتی پیدات نکرد ، خسته میشه زود برمیگرده...نمیدونم چرا انقد نفهمه..؟؟!چرا حکایت حرفامو مغز اون ، مثه میخه و سنگه؟هی بهش میگم اون نمیادش...میگه پس چرا تو هستی توی فکر و خیالش..؟دلم خودش یه روزی خوب میفهمهیه روز میا

ادامه مطلب  

می نویسم ک فراموش نشه  

به «جُرم» روحیه استکباری ، خود برتربینی ، استاندارد های دوگانه ، نمک نشناسی و ظلم های عمیقی که در قبال عزیزترین های من مرتکب شدی ، همین روز ها یک عُمر بخشش به اتمام میرسه...
من می مونم و فکر کردن به این موضوع که اصلاً «بخشیدن مجرمی که خودش رو گناه کار نمی دونه و هیچ پشیمونی ای نداره و هیچ بخششی درخواست نکرده» تا حالا درست بوده؟ یا برعکس! ما هم مقصر بودیم!
ما هم کمک کردیم که تو روز به روز بیشتر ظلم کنی و مغرورتر و مستکبرتر بشی؟...
+ نیت ما این نبوده

ادامه مطلب  

من بیشتر از تو می خواستم ... تو نخواستی  

ده سالم بود
از طرف مدرسه انتخاب شده بودم برای مسابقات دو و میدانی استان مسابقه شروع شده بود از همان اول از رقیب هایم جلو تر بودم هر‌چه می‌گذشت فاصله ام با دیگران بیشتر می شددور آخر بود مطمئن بودم که اول می شومسرعتم را کم کرده بودمچند متر آخر را آهسته تر می دویدمیک نفر آمد از کنارم مثل باد گذشتباورم نمی شددیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده بوددوم شدم در مسابقه ای که می‌توانستم اول شوماز شدت ناراحتی‌روی زمین افتاده بودممعلم ورزش و مدیر مدرس

ادامه مطلب  

مشکلات جفت گیری  

مشکلات جفت گیری:این که ماده، نر را میزنه یعنی آماده‌ی جفت‌گیری نیست..بلوغ مرغ عشق به نژاد و شرایط نگه‌داری(به خصوص تغذیه) بستگی داره. یه مرغ عشق ممکنه در ۴ ماهگی و دیگری در یک سالگی آماده تخم‌گذاری بشه.برای این که آماده بشن، از هم جداشون کنید و یک روز در میون به هر کدوم به اندازه‌ی یک نخود، تخم مرغ بدید. این کار را تا موقعی که نر شروع به آواز خوندن بکنه و بی‌قرار بشه و ماده هم داخل لونه سرک بکشه ادامه بدید...بعد جفتشون کنید.
اختلاف سن در جفت گی

ادامه مطلب  

235  

والا نمیدونم مشكل از منِ كه بد میفهمم ، یا مشكل از اونِ كه نوشته هاش پاورقی نداره !
+ عصر سعیده اومد دنبالم كه بریم نمایشگاهِ گل و گیاه ...
بعدشم رفتیم لباس راحتی خریدیم

ادامه مطلب  

۴۵۰  

امروز بعد از یه هفته رفتم دانشگا ..دیدی گفتم این دفه هم کلا یادش میره تو رو..اصلا یادش ب من هست!؟من نمیدونم ادم بیشعوریه ..در عین حالی ک ازش بدم میاد خوشمم میاد ازش..یه نگاهی ک بم میکنه برام مهمه دلم میلرزه خیلی با اینکه حتی میدونم شاید که چه عرض کنم منطوری نداره داره نمیدونم هر چی ...با اینکه میدونم یکی دیگه رو دوس داشته بااینکه خیلی روحمو اذیت کرده بااینکه باید بدم بیاد ازش اما خوشم میاد ازش اصلا امروز هم که ندیدمش امروز ک هم کلاسیاشو دیدم خودشو

ادامه مطلب  

حساب و کتاب  

میان بستری از خاک، خوابِ من خوش بادبه سر رسیدنِ فصلِ عذاب من خوش بادچه قدر خسته ام از روزگارِ بی انصافکه با خدام، حساب و کتاب من خوش باداگر چه پاسخِ قطعی نداشت پرسش هامشبِ بلند سؤال و جوابِ من، خوش بادهمیشه بوده رضای خودش، گُزینشِ دلمیان خوب و بد، این انتخابِ من خوش بادبه گوش اهل بهشت و جهنّم از امشبشُنودِ شعر و غزل های ناب من خوش باد!
زهرا موسی پور

ادامه مطلب  

23:09  

ایا درسته حالا که ما گات نمیبینیم را به راه فصل جدید ازش میاد و هیچ سوژه ای جز یه مشت جنده کون لخت نداره اونوقت دیرک جنتلی و هانیبال عزیزم کنسل شدن ؟
ایا حق بر من واجب نیس که عر بزنم ؟
از 100 سریالی که میبینم از 2 تاش خوشم میاد و اونم کنسل میشه ! 

ادامه مطلب  

خسته ام  

من مقصر بودم؟ اره منم مقصر بودم اما نه از طرفی که ایمان نگاه می کنه؛تقصیر من این بود که صبر ایوب می خواستم برای شکل گرفتن رابطه؛برای بررسی خودم و خودش؛یکبار تو خیابون شریعتی بعد سینما بهش گفتم اگر بیای تهران؟ وقتی توضیح داد که نمیشه بیاد و حقوقش کم خواهد بود و....تو دلم گفتم هیچوقت نباید ازش بخوای بخاطر تو بیاد؛داره می گه تهران رو دوست نداره؛موقعیت کاری براش نیست؛جلو همون سینما فرهنگ فکر کردم نه پس اینجوری هم نمیشه؛یکبار تو اتوبان نیایش بهش

ادامه مطلب  

هر كسي يك دلبر جانانه دارد، من تو را :)  

هر صبح كه از خواب بیدار میشم..
با چشمای پر از اشك و گلویی كه از شدت بغض درد میكنه...
رو میكنم بهش و میگم:
صنما! نگفته بودی كه وصال تو را فراقی هست....
من طاقت جدایی ازت رو ندارم..
اما حیف كه اون فقط یه تخت خوابه كه توانایی جواب دادن به ابراز احساسات منو نداره:((
صنم هم به این بی احساسی نوبره والا:))
 
+پست پایین رو هم بخونید:)

ادامه مطلب  

453  

راه افتاده همه دخترای شاخ دانشگا قشنگا رو فالو میکنه !بدم میاد ازش !البته ک من از همه قشنگترمو منو اول همشون فالوکرد چه پارسال چه امسال ولی خب ب هرحال لاشیه بدم میاد ازش قشنگ معلومه ک بمنم نظر نداره کلا از لاشی گریش دوباره اومد خاک تو سرم ک دوباره دلم یجوری شد براش

ادامه مطلب  

از احوالات یک روز پر مشغله  

ساعت ۳ شب روز جمعه س 
گرسنم شدهههه خخخ طبق معمول 
شنبه لیا میره یزد :(((((( من دلم تنگ میشه واسش جوجه کوچولو 
امروز روز شلوغی بودددد الان له لهم ؛)
مهمون داشتیم خونه تکونیم یکمی داشتیم (اتاق تکونی البته ) یکمی دلم واسه تنها بودنم تنگ شده :/ یکمییییی فقدها 
دیشب فیلم ۱۲ سالگیمو دیدم واااااااااای زشت سیاه ! اصن قابل شناسایی با الانم نیستم  
خداروشکر بزرگ شدم خخخخ 
حساب روزای چالش از دستم رفته :/ 
یه ماه تمام تو ابنترنت و بازار دنبال لباس مهمونیی بود

ادامه مطلب  

الا بذکرالله تطمئن القلوب.با یاد او دلها ارامش میگیرد  

ای خدا بازم نتونستم جلومو بگیرم  اومدم وب .بهش پیام دادم البته شک داشتم شمارشه چون یادم رفته بود ولی وقتی گفت خط عمومه شک کردم تا اینکه اسمشو گفت خوشحال شدم هنوز شمارش تو مغزمه.کنکورم خراب کرده بود.نخواستم بگم که امسالم کنکورو  .....چون حس من هیچ وقت اشتباه نمیکنه.یه سوال پرسیدم جواب نداد هر چن حس میکنم  و چیزایی حدس زدم.هر چن هر کاری میخاد میکنه اخرش یه وقتی میفهمه که هیچ کس مثل من به فکرش نیست و تو قلبش جا نداره فعلن بذار خوش باشه.اونی که میخاس

ادامه مطلب  

امروز  

امروز روز فانی بود.ظهر بیدار شدیم ولی برق ما رف بااینکه بقیه برق داشتن:///کابل تلفن رو دیوار خونه ماست و یه مرده از طرف مخابرات داشت اونجا کار میکرد.چندبار برقا رفتو اومدو داد ما درومد که الان همه چی میسوزه اما هرچی به مرده میگفتیم میگف تلفن ربطی به برق نداره

ادامه مطلب  

قدرت دركى ده كه آن به!  

ولان دیشب و امروز مهمونمون بود و عصر راهى شهر شبها شد. ولان دختر عجیبیه . از یكسال پیش تا حالا هروقت به ولان و پدرش فكر میكنم یاد برخورد لحظه خداحافظى باباش با ولان میفتم و به این فكر میكنم من اگه جاى اون بودم چكار میكردم؟ و میدونم كه نمیتونم جاى اون باش و در این حد گذشت داشته باشم...گذشت چیزیه كه آدم نه اینكه نخواد داسته باشدش،نه ! بلد داشتنش نیست و گاهى مثل اون آدمى كه در جهل مركب ابدالدهر میمونه ، نمیخواد هم بلدش بشه! من گمونم موندگارم تو جهل...

ادامه مطلب  

 

٤ساعت قبل از امتحان تجزیه رفتیم واسه رفع اشكال ، خودمون ٤تا ، از اون ٤ساعت ٢ساعتش فقط حرف زدیم :)) چه چیزها كه نگفت هركى :) ، الف از رضایى كه از بچگى دوسش داشت گفت،دوست داشتنى كه خودشو گول میزد یه دوست داشتن خواهر برادرانس،ولى وقتى رضا هم دوست داشتنشو گفته فهمیده كه نه، این با اون فرق داره، حالا چقدر بده كه میدونن مامان باباهاشون باهم هم خون هستن اما مخالفِ خوشبختیه بچه هاشون ، چقد بده حتى شوخیش كه الف بگه "اگه یه روز فرار كردیم تعجب نكنیدا:)) " ب

ادامه مطلب  

فقط بچه‌ها ماربرو می‌کشن :)  

مریم: لیلی تو می‌دونی کدوم سیگاره که بو نداره؟من: نه راستش. تخصصی تو سیگارا ندارم. خیلی بخوام صادقانه بگم اصلا واسم مهم نیست. من که نمی‌کشم بوش واسم مهم باشه یا نه.مریم: آها......(احتمالا یه سال بعد :)) )من:‌ ماربرو...مریم: چی؟      سیگار؟من: یه بار ازم پرسیده بودی کدوم سیگاره که بو نداره...مریم:‌ آره...من: بو داره ولی خب رو لباس نمیشینه...مریم:‌ آره      از کجا فهمیدی؟من: محمدرضا می‌کشه...مریم: هنوز با هم حرف نمی‌زنین؟من: نه...    نمی‌

ادامه مطلب  

خبری ازتو ندارم  

غروب پنجشنبه هم ک خبر ندارم ازت انگار دیگه قلبم نمیزنه انگار نفس دیگه نمیشه کشید،بغض بغض بغض امون ادمو میبره،بخدا قلبم داره تیر میکشه دستام جون نداره و حس میکنم برای اولین بار تو زندگیم نمیتونم به اینده و ادامه زندگی فکر کنم،دارم از پا میفتم خدا،کمکم کن

ادامه مطلب  

برادر ...برادر...برادر  

یوسف که تو چاه بودچه اون بازرگان چه یه بازرگان دیگهچه یه راهزنچه عموش و چه پدرش از چاه در میاوردنش دیگه براش مهم نبودوقتی برادرت بندازتت تو چاهدیگه این دنیا چه ارزشی داره؟!دیگه به حالم فرقی ندارهوقتی تو چاهم.....!!!!!!! و برادرم منو هل داد......

ادامه مطلب  

وفاداری دوست  

و همانا امتحان کردن دوستانتان برای از دست دادنشان است نه شناختنشان
این روزا بسیار غمگینم وقتی دوستی که ۱۰ساله باهم دوستیم بهت دروغ میگه و تو امتحانش میکنی بازم به دروغ گفتنش ادامه میده دورغ هایی که هیچ سود یا ضرری نداره واسش دلت خ میگیره خیلی

ادامه مطلب  

بیا تولدم!  

به نام خدا
در ماه بسیار زیبایی به سر می برم. حس خوبی دارم. چون ماه با برکتیه واسه من. تولد حضرت معصومه، تولد امام رئوفم...هدیه روز دخترو هم از بابام گرفتم.بعدش تولد خودم. چون تو این ماه به دنیا اومدم.
پریشب تو رختخوابم به این فکر کردم که  این ماه یادبود نعمت وجود و هستی منه و چه خوبه که هر شب این ماه رو از خدا بابت این لطفش تقدیر کنم. حداقل زبونی. از اولین لحظه که خواست من باشم .از لحظه به لحظه ای که اراده کرد من باشم. از ذره ذره ی حیاتی که بهم تزریق ک

ادامه مطلب  

حد و مرز  

اوهشما دیگه كی هستین!!!ما وقتی در شرایط شما بودیم به تنها چیزی كه فكر نمیكردیم تعداد غذا بود!پیرمرد چنان شماهارو ساخته و پرداخته كرده كه حتی یك ریال دور نمیریزین و باید اینقدر نخورید اینقدر نخورید كه ایشالا میراث خورا بخورن!خب گدا گشنه ها فوقش زیاد میاد میبرید خیریه ای جایی قسمت می كنید اما اگر كم بیاد پیرمردو لعنت میكنن كه حتی به اندازه شام شب هفتش غذا به تعداد كافی نبود!منو بگو گم و گور شدی فكر كردم یكی دیگه تون از شدت اندوه افقی شده!
 
 
فکر

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

این آزمایش صداقت بلاگ‌فا هست  

اگر این پست در فهرست بروز‌ شده‌ها بود و پست قبلی که به فاصله یک دقیقه گذاشتم، نبود، یعنی این‌که حتی بلاگ‌فا هم صداقت و اخلاق در کارش نداره! پس کو شعار آزادی بیان و ادب مرد و زنده باد مخالف من!؟!
 
ویرایش: از طرف‌داران ادعای آزادی بیان جز این هم انتظار نیست!!!
( این پست در فهرست آمد و قبلی نیامد!)

ادامه مطلب  

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند تا ابد  

میدونم دیگه نمیاد اینجا چون ادرسشو نداره.کاش میدونست در نبودش اینقد افسرده شدم که دو ساعت بیشتر نمیخابم.دکتر گفت اینجوری پیش بری خیلی بد میشی خیلی بد.کاهی وقتا یه دردی از گردنم میگره که نمیدونم چی گفتم مامانم میگه چرا داری این حرفاور میگی یعنی حرفایی میگم که خودم نمیدونم چی گفتم  .چقد بد مریضیه این افسردگی
 

ادامه مطلب  

۳۹۹.از کنجد به عدس  

امروز رفتم خانه بهداشت پرونده تشکیل دادم بماند چقد منو دعوا کردن که چرا قبلش نیومدم. گفتم باردارم نزدیک بود کتکم بزنن .در این حد که نوشتم و امضا کردم که من غلط کردم قبل از بارداری نیومدم پیش شما، مسئولیتش با خودم امضا و اثر انگشت
از دعواهاشون که بگذریم خیلی خوب بود اینقدر این خانومه برام وقت گذاشت و کارامو کرد و همه سوالامو جواب داد که نگو. حساب کرد ۵ هفته و ۶ روز رفتم تو اینترنت دیدم ۵ هفتگی اندازه دونه کنجد و ۶ هفتگی اندازه عدس. واقعا یه تصور

ادامه مطلب  

چی بگم!  

بَعضیآ هستــن كه باهـاتـَن

ولی همیشه با كـسآی دیگه گـَرم میگیرن
كه اگه با تـو به بن بســت خوردن
خیالشون رآحت باشه كه تو كوچه بعدی یكی منتظرشــون هَست!!
 
+ همین طوری گذاشتم! ربطی به من نداره..ربطی به شمام نداره
(منظورم هیچ طرفه این مخاطبش نه من بودم نه شما! دی!)
 
 
 

ادامه مطلب  

مرحله اول مسابقه نقاشی!!!  

سلام بر خواننده ها و شرکت کننده ها!!!خب دیگه فک کنم بیشتر از این نمی خواد کسی شرکت کنه.البته بازم زیاده شرکت کننده و مرحله ها هم زیاده!!!!ما 31 نفر شرکت کننده داریم و 30 مرحله!!!!!البته اگه تو یه مرحله بیشتر از یه حذفی داشته باشیم،تعداد مرحله ها هم کم میشه.....
من و داوران تصمیم گرفتیم مرحله یک به این قرار باشه که...
بزرگسالی ریک و مارگت رو بکشید!
مثالش رو هم من پایین براتون می زارم.
قانون ها و نکته های این مرحله:
1.همون طور که می دونید،نمره کلی از 40 هستش و

ادامه مطلب  

ادامه پست قبل  

من به هیچ کس نمی رسم؛دیگه از امتحان کردم خسته ام؛از امید بستن خستهام؛کسی هم حوصله خستگی های منو نداره؛بیشتر از همه عمرم حس زشتی و پیری کردم، بیشتر از همه عمرم حس تنفر از خودم رو داشتم؛چرا حرف منو نمی فهمه؟چرا منو نشناخت؟چرا نیاز منو ندید؟ چرا برای دو روز خوشی همه چیز رو بهم زد؟ همه چی داشت خوب پیش می رفت... البته از دست من نجات پیدا کرد و خوشبحالش؛بعدا که عاشق شه و وارد یک ارتباط قشنگ بشه خدا رو شکر می کنه با من تموم کرد
 
       هیچ خاطره قشنگی

ادامه مطلب  

سوره قصص از عبدالباسط  

یک مقطع از سوره قصص با صدای استاد عبدالباسط که بخشی از تلاوت قصص-حاقه-قدر هست که در سال 1966 در آفریقای جنوبی اجرا کرده. به تازگی یک نسخه ای از این تلاوت منتشر شده که یک قسمت جدید داره! به عبارتی، در حالی که همه نسخه های موجود فقط در کیفیت با هم فرق دارن، اما این یکی یه قسمت داره که بقیه ندارن و این از عجایبه چون یادم نمیاد تا حالا در مورد این تلاوت احیانا بحثی بوده باشه که مثلا ناقص هست یا چیز دیگه و این سئوال مطرح میشه که چرا بقیه ندارن و چرا حذف ش

ادامه مطلب  

سخته دوست داشتن کسی که دوستت نداره  

چقدر سخت است
دوست داشتن کسی از راه دور!
اینکه نتوانی هر وقت دلت خواست
او را ببینی..!
نتوانی در چشمان زیبایش نگاه کنی
و دوستت دارم را فریاد بکشی!
 
چقدر سخت است..!
اینکه نتوانی وقتی دلت هوایش را کرد،
محکم بغلش کنی
و طعم شیرین لبهایش را بچشی!
شبها نباشد تا سر روی سینه ات بگذارد
ودر آغوشش به کهکشانها سفر کنی...!
 
چقدر سخت است..!
 
 
 

ادامه مطلب  

از چیش بگم من...  

ازچیش بگم من ...
از سرویس بهداشتیش که زمان بارندگی از سقفش اب چکه میکنه و هر ان ممکنه با زیزش خود طرفو به دیار باقی بفرسته
ازچیش بگم من ...
از حمومی گه گاه و بیگاه اب گرمی نداره و باید با اب سردش توافق کنی تا انم برات تحریم نکرده
از چیش بگم من ...
از برقی که اوایل تو ده دقیقه سه چهار بار در می رفت و اینه کجا می رفت خدا می دون و بس که البته باعث اختلال در فرایند علمی دانشمندان حاضر می شد و طبعا همراه می شد با فرستادن چندی جملات بسیار لطیف از سوی دانشمند

ادامه مطلب  

 

انگار بزنی توگوش یه بچه سه چهارساله وبعدبگی:"خاله بازیت دروغه...کسی خونه تو مهمون نمیاد...تو اصلا خونه نداری...عروسکت اصلا جون نداره که بخواد تو رو دوست داشته باشه...پلاستیکیه...نگاه این پاشه،کنده میشه...این دستشه،اینم کنده میشه...چشاش نقاشیه...تو اصلا چجوری بااین حرف میزنی؟!" و اون فقط زل بزنه توچشماتو باصورت سرخ ازسیلی هیچی نگه...فقط اشک بریزه...فقط اشک بریزه...

ادامه مطلب  

درد و دل شبانه  

اینجا, یکی از بی ریا ترین صفحه زندگی منه, پدرام بی روتوش, پدرام حقیقی, مردی که از گفتن حقایق زندگیش اعبایی نداره, چوون اینجا اولین جای مطمئن زندگی منه که هیچ آشنایی نیست, و این من رو در بیان راحت میگذاره..
اینجا مخاطبی نداره, برای خوندن هیچ مخاطب خاصی, مطلبی نوشته نمیشه, اینجا تخلیه گاه عواطف و احساس منه...
من برای رسیدن به اینجا راه دور و درازی رو اومدم...از پنجم ابتدایی استرس آزمون تیزهوشان داشتم..قبول شدم...دنیا برای من همون تابستون خوشایند بود..

ادامه مطلب  

شلخته‌نویسی  

نکته‌ی ششم: خدایی تا حالا تو عمرم انقدر پشت سر هم چرند نگفته بودم :)) 
کسی حال داره بخونه؟ نکته‌ی پنجم مهم‌ترینشه. همونو بخونید حداقل. شرکت کنید خوش بگذره :)
نکته‌ی اول: قالب رو عوض کردم ^_^
حدود یه ماهه که چنین تصمیمی دارم اما هی می‌گم هفته‌ی بعد، فردا، اصا بعد از ماه صفر. پس‌فردا، عید :/
الان دارم مسئله رو با شوق مطرح می‌کنم. ولی اون لحظه‌ای که قالبِ جدید رو پیست کردم، دلم چنون تنگ شد که اصلاً من به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود و اینا. همچین

ادامه مطلب  

دوم دی  

هیچکس هیچ درکی از تنفر من نسبت به روز تولدم نداره
وقتی میگم تا خودم نگفتم هیچی به روم نیارین گوش نمیدن
و من امروز اخمو ترین حالت ممکنم رو داشتم
باز خوبه سحر امروز نیومده بود و حال رو روحیه ی زشت و کریه من رو ندید.
عوضش زیبا حسابی شاهد این حال نزار بود....
خصوصا کسایی که دیدن داشتن می خندیدم ولی در واقع اشک بود که از چشمام میومد....
بگذار فکر کنن خندیدم
حالم خوب نبود
کسی نمی تونست باعث تسکین بشه
هر روز گم تر تو حصار مرگ دنیا
هر روز خفه تر از دیروز.
هر

ادامه مطلب  

بی دلیل  

شال چروکش را جلوتر کشید و آب دهانش را قورت داد
بعد گفت :
دوستش ندارم....
میدانستم دروغ میگوید  ، این جمله را بارها گفته بود اما بغض تو چشم هایش دست دلش را رو میکرد..
گفتم : لجبازی نکن اونکه کاری نکرده
کلافه و عصبانی شد و با درماندگی گفت :
-کاری نکرده ؟؟؟؟؟میدونی چند روزه حتی حالم هم نپرسیده ؟
سکوت کردم .. حق داشت ... میدانستم ته اینکه چند روز بگذرد و حالت را نپرسد چیست 
میدانستم که این سوال را بارها از خود پرسیده بود که چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پس از شیندن صدای

ادامه مطلب  

اینجا هم تعطیل میشه ...  

کم کم اینجا هم کم رنگ و تعطیل میشه ...
وقتی نیمه شب در وب خودت پست میذاری ....اینجا سر نمیزنی ...
گهگاه هم که سر میزنی ....حرفی نمیزنی ....فکر کنم بودن این پست مشترک هم چندان فایده و ارزش نداره ...
منم سعی می‌کنم کمتر اینجا بیام و چیزی بگم و بنویسم ...
خدا یار و یاور و نگهدارت ...
مواظب و مراقب خودت باش ...
 
پ ن ...
به وبلاگ دوستان نگاه کن ...پنج ساعت پیش پست داشتی ...
البته من طبق قول و قرار ..‌.نرفتم به پست شخصی و نخوندم که چی نوشتی ....فقط دیدم که پنج ساعت پیش پست گ

ادامه مطلب  

مسابقه مسابقه !!!!  

سلام بچه ها باستون یه مسابقه از داستان یک فنجان عشق مهمان من باش دارم 
البته خیلی هم مسابقه شکلی نیست ...بیشتر مثل سوال یا یه جور نظرسنجیه 
به خرده وبمو تبلیغ کنید بابا هیشکی نیس 
خب سوالاتش اینه تا ماه دیگه فرصت دارید :::
۱-به نظر شما چرا نرگس  باید از مایسا بدش میامد ؟حدسی 
۲-چرا یهو از مایسا خوشش اومد ؟ جواب درست 
۳-آیا مایسا از ان موقع تا الان فقط عاشق نرگس بود و الان هست ‌؟حدسی 
۴-آیا معصومه دوست خوبی برای مایسا خواهد شد ؟حدسی 
۵-آیا مایسا ا

ادامه مطلب  

مدل من  

جدیدا فهمیدم من از این مدل آدم هایی  هستم که صبح هوا تاریکه باید از خونه برم بیرون , شب هوا تاریکه برگردم و از شدت خستگی و حجم کار بیهوش شم ... 
هر وقت غیراز این باشه حالم بد میشه , یه روز یه ذره فقط یه ذره برنامه ام سبک باشه به شدت بد حال میشم .... فکر کنم بعده ها باید برم دو شیفت کار کنم تا جون از بدنم در بیاد ولی ارزشش روداره , به این که انقدر مشغول شم که هیچ فرصتی واسه هیچ فکری و کاری نداشته باشم !
هر چی فکر می کنم بد حالیم دلیل دیگه ای نداره ..  من خیل

ادامه مطلب  

 

چه قدر دلم میخواس صبح ها بی دغدغه پاشم..
وقتی خسته و کوفته میام خونه ذوق داشته باشم نه اینکه یاد تموم ناراحتیام بیفتم..
من ادمم...
این دل.. این دل دیگه داغونه...
این ادم داغونه...
این ادم نه گریه میخواد ...نه ادمی واسه شنیدن درد ودل.... فقط میخواد به حال خودش بمونه...
اما..
نمیزارن...
چی فکر میکردم! چی شد...
حتی یه ادم دور که کم میشناخت من رو...کم دیده بود خنده هامو...شیطونیامو ..کسی که فقط 2 ماهه من رو میشناسه..
میگه من اون me  شاد رو میخوام :(
تو من رو ندیدی! me   پ

ادامه مطلب  

طرز تهیه پودر نسکافه ای برای کاشت ناخن  

سوال اول :
در این مورد سوالی داشتیم از خانم نسترن از تهرانپارس : 
سلامخسته نباشیدمیخواستم طرز تهیه پودر نسكافه ای رو برای كاشت ناخن بدونمبا تشكر
جواب : 
سلام .مرسی گلم .همچنین .
این ترکیب پایه نداره عزیزم
طرز تهیه پودر نسکافه ای برای کاشت ناخن
و تناژها تغییر میکنن در هر برند رنگ کرم بژ پیگمنت قهوه ای .کلییر .(پورد دست ساز ناخن )

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >