عبور مسيح ...  

امروز معجزه كوچكی اتفاق افتاد.آخ نفس های راحت.زندگی روزمره.بالهای بی زنجیر.امشب دوباره شب خوده شب بود.من؛همون من واقعی.بی غصه.آروم.دلخوش.راستی تو اصلا یادت هست آخرین باری كه شاد دیده باشی منو؟شادی ای كه نه فقط خندیدن باشه.از اون خوشحالی ها كه دل میخنده جای لب ها.شاملو راست گفته"خنده لب خاك و گله.خنده اصلی به دله"امشب دلم میخنده.پنجره رو آخرشب باز میكنم.هوا صافه.چندتا ستاره هست.درختا برگهاشون ریخته و تو خودشون مچاله شدن.بی روح و خشك و نزار.هوا

ادامه مطلب  

انتظار تلخ  

=======================================نغمه عشق تو در هرغزلم پیچیدهماه از روشنی طلعت تو تابیده
رفته ای باز ، پس از تو دل من می گیردحرف ناگفته بجا مانده ، دلم رنجیده
اینهمه شعر و غزل نذر نگاهت کردمچه کسی عشق مرا از دل تو دزدیده
اگرآغوش تو را لمس کنم امشب همعشق در معبد آغوش تو آرامیده
نكشم دست ز عشق تو و من میدانم از نگاه نگرانم ، دل تو لرزیده
میرود اوج ، تبم تا تو كنی آرام اش شعله ی سركش تو در تن من پیچیده
بغض هر پنجره پر شد ز خیال دل تودل ترک خورد و نشان داد که باز

ادامه مطلب  

با تو دلم ...  

محمد! 
امشب باید در کنار تو میبودم ! اغوش تو ارامشمه ! 
محمد! من از کی معین زد گوش میکردم !؟ تو از کی در من مقیم شدی؟
محمد! باید کنار تو باشم ! من باز دلم یاد تو را کرد ! برای تنهایی ِ هر 
دو تا مون ! 
باید کنار تو باشم بذای شادی ِ هردوتامون ! پنجره را باز کنی! 
یک ذره لبخند بزن ! با تو دلم ....

ادامه مطلب  

در را باز کن  

دَر را باز کن "دی" جان ما اهالی سرزمینِ سِپردنیم یاران قدیمیِ باد و پنجره از جاده‌ی طولانی پاییز آمده‌ایم از پُل معلقِ جمعه‌هایِ فراق از خلسه‌ی سرخِ سه‌شنبه‌های سرد از جشن بی‌میهمانِ شنبه‌های مهر و آذر خسته ایم در را باز کن و ما را تحویل بگیر ما از دوستان نزدیکِ بَهمنیم تا رسیدنش، با تو هم‌حرف و هم‌برفیم ما آدم هیچ فصلی نیستیم دَر را باز کن... 

ادامه مطلب  

آزاد کرده است و گرفتار کرده است...  

بسم الله
کبوترها، رهاییِ سردشان را رها کردند و آمدند کنجِ اسارتِ گرم ما. کاش می شد همه ی گرما را دو دستی بدهم بهشان و در ازایش دو بالشان را بگیرم. بعد پرواز کنم و خودم را آن قدر بکوبم به پنجره های بسته تا یکی دلش بسوزد و پنجره را باز کند...

***
یادتان هست؟ آمدم وسط همین بلاگ نوشتم که می خواهم چند ماه ننویسم؟ نوشتم که می خواهم غیب شوم و غیبت کنم مثل تمام پنج ماهِ سالِ گذشته؟ یادتان هست به یک هفته نکشیده آمدم و دوباره نوشتم؟ نوشتم و خیلی نوشتم؟می دان

ادامه مطلب  

ماه عشق  

======================رمضان آمده و عاشقی آغاز شده اشک سجاده ی من ، با تو ، پر از راز شده
ربنایم همه سرشار شد از خاطره هابا شكر خند لبان تو ، پر از ناز شده
باز از باده ی عشق تو وضو ساخته امشهر از مستی چشم تو ، غزلساز شده
تار زلفان تو و نغمه ی بی تابی من با مناجات سحر ، گوشه ی شهناز شده
لرزش باد و هوسبازی آن شاخه بید صحبت پنجره ای که پر از ایجاز شده
باز از اشک من و بغض فرو خورده ی مندفتر شعر و غزل ، زمزمه پرداز شده
شعله برپا شده از فطریه ی بوسه ی توو اذان سحرم ، ا

ادامه مطلب  

907.  

ماهی !حالم خوب بودا ولی یهو چشمامو که باز کردم دلم گرفت. تو میدونی چرا؟
ماهی کار امروزمون درست بود؟ چه میدونم شایدم داریم اشتباه میکنیم.
ماهی! هیچی ولش کن نمیدونم چطوری بگم.
+چهره دکتر ص از ذهنم نمیره.
+ اون شاخه ی درخت که رنگ پاییز روش نشسته... درخت نارون ... همون که هربار وقتی از اون پنجره ی فسقلی چشمم بهش میخوره و حس میکنم که.... حس خوبیه ولی میدونی راستش الان حوصله ندارم توصیفش کنم .
+دلم گرفته....
+وقت استراحت تمومه ماهی بریم چای بخوریم و درس بخونی

ادامه مطلب  

از مجموعه حکایات بر و بچ هلند  

اولین بار که تابلو "دختری با گوشواره مروارید" از یوهانس فرمیر را دیدم نفسم حبس شد. تا قبل از آن فقط دیدن ماشینهای خاص نفسم را به این شکل بند میاورد.  در نگاهش چیز غیر قابل درکی هست که او را از دنیای ما جدا میکند. هرچند لبهای نیمه بازش مثل میخی او را به زمین وصل نگه میدارد اما ابروهای نداشته و آن چشمهای تیره که به نقطه ای بی نشان مبهوت مانده اند، خصلتی غیر قابل باور و فرا زمینی به دخترک بخشیده اند که به مالیخولیا نزدیکش میکند. همیشه فکر میکنم اگر

ادامه مطلب  

احوال زمستانه...  

اینجاهواخوبه.انگار كه روزای آخراسفند باشه.مامان بعدمریض احوالیش بداخلاق شده.دلم میخوادبغلش كنم امانمیشه.نمیتونم.امشب بعدمدتهاقرآن خوندم.نمیدونم حكمتش چیه كه همیشه سوره یوسف بازمیشه.اینروزابازم كم وبیش خونه شلوغه.بچه هامیان ومیرن.هربار كه پنجره اتاقمو بازمیكنم یاداون حسه میفتم.دفترقدیمیه رو اونشب داشتم میخوندم.خاطراتمو از تو،دانشگاه وبهاراون سال.خبرخوب اینكه دیگه ازصندوق بهم زنگ نزدن ویه نفس راحت كشیدم.امروزرفتیم بازار بامامان.شان

ادامه مطلب  

امروز  

بعد کلاس خیاطی بغل میوه فروشی یدفع دیدم آقا ر م از اون طرف خیایون دار میاد این سمت.من دیدمش حوصله نداشتم اون منو ببین.سرمو انداختم پایین.سمت میوه فروشیو نگاه کردم.چون حالم ازش بهم میخور.وقتی از بغل میوه فروشی رد شدم یکم سرعتمو بیشتر کردم که مثلا نبینمش حالا باماشین از بغلم رد بشه.خیالم که راحت شد رسیدم ایستگاه سوار تاکسی شدم در ماشین رو که بستم.سرمو آوردم از پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم بغل پیاده رو آقا ر م ظاهرشد مثلا گوشی دستش دار با تلفن ح

ادامه مطلب  

میانه  

امروز که یواشکی سرک کشیدم 
و یک کمی دلم گرفت از ... بگذریم ...
یواشکی سرم کشیدن کار بدیست ؛))
اجی بزرگ امروز زنگ زد بهم و یه خاطره از 
شش سال پیش و گفت ..‌ کمی ناراحت کننده بود 
من قسمتی از رویاهاشون بودم و خرابش کردم :(
اما خب دارم سعی میکنم ( فک کنم البته اینجوره ) جبران کنم !
انگار حجم یه عالمه حرف مونده تو مخم و نمیزارن بفهمم چی میخوام بنویسم :/
یه چیزی بگم ؟ همش حس بهار و دارم 
تو پاییزم همینجور بودم انگار فصلها عوض نمیشن و من توی بهار قفل شدم 
خدار

ادامه مطلب  

جواب ِ درست اینه: نمیدونم...  

تا حالا چند بار از خودت پرسیدی: «چی خوشحالت می کنه؟»، «چقدر به شاد بودن اهمیت میدی؟» سال ها پیش، وقتی که رویا از من دور بود... خوشحالی ِ من تصور جایی بود که الان ایستادم. اما امروز و دیروز هایی که به امروزم نزدیک بودن رو،خوشحال نبودم... من عاشق ِ اتوبوسم، صندلی ِ ردیف ِ آخر کنار ِ پنجره... من عاشق پل عابر پیاده ام، مخصوصا اونایی که خلوتن و میشه میونشون دور خودت بچرخی... من عاشق دریام، ساعت ها نشستن و گوش دادن و تماشا کردن... من عاشق کتابام، تجربه ک

ادامه مطلب  

شهادت حضرت معصومه(س)تسلیت  

سلام ماه منقربون دل غمدیدت برم آقا تسلیت منو بپذیر سرت سلامتخودم اینجام دلم پیش تو آقا..نمیگم هر لحظه ولی خودت میدونی که ساعتی ازت غافل نیستم،چاره ای کن برا دلم که طاقت ندارم،آخه خودت خسته نشدی آقا از تکراری نوشتنام؟از گلایه هام..از غر زدنام؟من خیلی امیدوارم که یه روزی پنجره خونه ی من رو به گنبدت باز بشه و تو هوات نفس بکشم،محض رضای خدا منو نا امید نکن!دلخوشیمو،رویامو حقیقی کن تا ابد ممنونت میشمآقا زمستونه صحن و سرات خلوت و دنجه برا اینکه دل

ادامه مطلب  

در یک نگاه  

شاید برخی او را عاشق بنامند، من اما هیچ وقت نشد جز آدمی که کله اش بوی قورمه سبزی میداد چیزی ببینم. ازش متنفر نبودم اما راستش را که بخواهید آنقدرها هم دوستش نداشتم. دوست داشتنم در حد یک رهگذر بود، یا آدمی که مسافتی را در تاکسی با او همراه باشم. هدیه اش را گذاشته ام جایی که نبینم اما همین هر از گاهی دیدنش هم آرامشم را می ریزد به هم. انگار که هدیه اش میخواهد یک جوری به خاطر دوست نداشتنش از من انتقام بگیرد! میدانید؟ هدیه گرفتن از یکسری از آدمها را دو

ادامه مطلب  

آقا؟؟باز دلتنگم  

سلام ستاره ی قلبم
اول از دعوتت ممنونم ازت،ممنون بخاطر لطف بی اندازت،ممنون بخاطر همسفرای خوب..ممنون بخاطر غذای حضرتی..ممنون بخاطر اینکه لایق دونستی آقا..
همیشه بعد از پست مشهد دلم نمیاد مطلب بزارم ولی دلتنگی نمیزاره،به خودت قسم اومدنم به مشهدت مثل خواب گذشت بازم دلتنگم و توی ۲۴ ساعت به جرات میگم ۲۳ ساعتش به تو فکر میکنم،به مجاور شدن،به پنجره باز اتاقم رو به گنبدت، به آرامشم وقتی زیر سایه مهربونتم،به حس خوبی که تو مشهدت دارم...به فکر کردن به ه

ادامه مطلب  

علی اکبر لطیفیان  

مدح حضرت معصومه(س)
حرم امن تو کافی است هراسان شده رامثل شه راه بده آهوی گریان شده را
 
دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانتتا که آباد کنی خانه ی ویران شده را
 
مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان استخارج از دست خلیل است ، گلستان شده را
 
گندم ری به تنور کرمت پخته شوداز تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را
 
هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر استاز طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را
 
به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیمچه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را
 
گر قرار است جبینش

ادامه مطلب  

اگه سبو شکست ....  

دیشب کلی خرید و وسیله ی سنگین دستم بود هوا هم سرد و خشک و دیوانه . ماشین پیدا نمی شد . به زحمت راننده ی تپ سی را در فاصله ای نه چندان نزدیک پیدا کردم .آقای امیر حسین با فامیلی طولانی و ماشین رانا . طول کشید تا رسید . سوار شدم بوی ادکلن غلیظ و گرمای زیاد بخاری خورد توی صورتم .سرش توی گوشی بود اول  رفت پایین بعد گفت با اجازه بروم این سوپری ! جواب ندادم . سیگار گرفت و برگشت . صدای ضبط را زیاد کرد و راه افتاد .همزمان با دختری  که زنگ زده بود سر سنگین حرف می

ادامه مطلب  

اگه سبو شکست ....  

دیشب کلی خرید و وسیله ی سنگین دستم بود هوا هم سرد و خشک و دیوانه . ماشین پیدا نمی شد . به زحمت راننده ی تپ سی را در فاصله ای نه چندان نزدیک پیدا کردم .آقای امیر حسین با فامیلی طولانی و ماشین رانا . طول کشید تا رسید . سوار شدم بوی ادکلن غلیظ و گرمای زیاد بخاری خورد توی صورتم .سرش توی گوشی بود اول  رفت پایین بعد گفت با اجازه بروم این سوپری ! جواب ندادم . سیگار گرفت و برگشت . صدای ضبط را زیاد کرد و راه افتاد .همزمان با دختری  که زنگ زده بود سر سنگین حرف می

ادامه مطلب  

جهان ِ کوچک ِ من  

یکی از عادت هام برای مواقعی که حالم هیچ خوب نیست، عوض کردن دکور ِ اتاقم ِ. به این صورت که میز تحریر، تخت، سه پایه، قفسه ی قلم مو ها و رنگ ها و مبل ِ مخصوص کتاب خوندن، هر کدوم به گوشه ی دیگه ای از اتاق منتقل میشن. چیدمان وسایل روی میز، کاغذای روی دیوار و کتابای توی کتابخونه، عوض میشه. بعد من میشم یه آدم ِ جدید که داره توی یه محیط ِ جدید زندگی می کنه. حس ِ بدی که دارم، انگار در حین جا به جایی ِ وسایل زیر پایه ی مبل و سنگینی تخت، له میشه. با کاغذای بد

ادامه مطلب  

*** ماه من ***  

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان، نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
 تو مرا داری و من، هر شب و روز
 آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من !
دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن، کارآن هایی نی

ادامه مطلب  

از بهترین لحظات عمرم  

به داداش بزرگم پیام دادم و شرح ما وقع کردم
میدونستم خوابه 
گذاشتم تا نزدیک غروب شد زنگش زدم 
گفتم میخوام بیام پیشت کارت دارم 
گفت بیا
تا رسیدم منتظرم بود از تو پنجره دیده بود منو که ماشینم رو پارک کردم ولی پیاده نمیشدم 
زنگ زد رو گوشیم که خودتی ؟
گفتم آره 
گفت درو میزنم و در آپارتمانم باز میذارم تا تو بیای بالا من نمازمو میخونم 
وقتی رفتم تو داشت نماز میخوند 
نشستم رو مبل تا نمازش تموم شد 
نمازش که تموم شد بلند شد اومد سمتم اصلا حال نداشتم از

ادامه مطلب  

اول دى!  

میدانى حالم خراب است از آن حالها كه یكى دست میبرد توى شكمت و هى چنگ مى اندازد و تو هى مچاله تر میشوى در خودت. هرچه بیشتر مچاله میشوى گردش دستها بیشتر میشود و دلت بهم میپیچد...بدنت آب را هم پس مى زند و ایستاده به توى مفلوك ِ خسته از جنگیدن نگاه مى كند و میخواهد بلند شوى، حركت كنى و بروى اما تو توان این را ندارى و پاهاى رفتنت را هم اسیر هوس ماندن كرده باشى انگار، میمانى و در شكمت مچاله شان مى كنى... سرماى اول دى مى آید از همه درزها و پنجره ها مى آید و د

ادامه مطلب  

هواتو کردم،هوامو داری؟  

سلام ماه من
آخ که چقدر دلم تنگ شده بود واسه ازت نوشتن
شب شهادت دختر سه ساله امام حسین حضرت رقیه ست،تسلیت آقا جون،
دلم میخواد وقتی اینجا مطلب میزارم فقط بنویسم دارم میام مشهد همین..
دلتنگم و بیقرار مثل همه ی روزا و شبایی که با خیال مشهدی شدنم میگذرن،امید دارم به مهربونیت که یه روزی پنجره خونه ی من رو به حرمت باز بشه یا حداقل از پشت بوم خونه بتونم گنبد طلاتو ببینم و نفس بکشم تو هوات..
هوا داره رو به سردی میره و صحن و سرات خلوت تر و دنجتر از همیشه می

ادامه مطلب  

مرگ صدا می زند  

مرگی آرام مرد جوانی که بر روی لبه برج ایستاده است صدا می زند.او احساسی ندارد. او قصدش را کرده است و برای انجام هدفش راسخ است.
پیرزنی که بر روی صندلی راحتی نشسته و از پنجره مرد را می بیند، می گوید:دوست دخترش، ترکش کرده. او زنده می ماند. مردی که پالتویی بلند پوشیده و روزنامه ای در بغل دارد، سریع در حال عبور است، که در ذهنش زمزمه می کند: پول هایش را باخته است، او می میرد. دختر بچه ای که دست چپش در دست راست مادرش هست، با صدای ترسان:مامی، او آقا می خواهد

ادامه مطلب  

دلگشایی کن آقای خوبم  

سلام عشق راه دورم
سلام آقام،من فدای دل غمدیدت یتیم شدنت تسلیت میگم سرت سلامت آقا جون
این چند روز اخیر عزیزای دلم اومدن پابوست کُلی دلبری کردم و از پشت خط باهات حرف زدم و بعد از قطع شدن هم بازم باهات درد و دل کردم دیروزم که دوست گلم تماس گرفت و گوشی سمت گنبد قشنگت گرفت و من در گوشی بهت گفتم که دلگشایی کنی
امیدوارم توی اون شلوغی حواست به من بوده باشه 
امیدوارم حتی نگاه نگرانمو دیده باشی
امیدوارم ضامن شده باشی 
امیدوارم پای دلتنگیام امضا زده باش

ادامه مطلب  

32  

عجیبه ، امروز دایم خاطرات کوچه بهار تو  ذهنم تداعی میشه ...
نمیدونم چرا  انگار دل تنگش شدم ، تو این چند ماه اولین بار که ذهنم فایل اون مدتو باز کرده و نمیدونم دنبال چی میگرده توش ...
 تا امروز هیچ وقت دل  تنگ اون خونه و خاطره هاش نشدم .
 غروبای دلتنگش ...
شبایی که منو خواهر جان بیخود و بیجهت  اشکامون جاری بود و همزمانم میخندیدم ...
بوی سوخته غداهام ...
صدای اون سوسکه که  ما رو به خیال هایی وا نداشت و چقدر ترسیدیم و بعدش که فهمیدم  ی سوسکه درختی که  هر

ادامه مطلب  

پیداش نمیکنم !!!!  

هی تو خودم میگردم 
از وقتی که چیزی تو زندگیم رو یادمه شروع میکنم 
خاطره هام رو زیر و رو میکنم
یه عالمه تصویر یه عالمه صدا یه عالم رنگ و نقش تو‌ذهنم می یان 
روزای خوب روزای بد 
تلخی ها ،شیرینی ها 
مهربونی ها ،نا مهربونی ها
خوشی ها و ناخوشی ها 
تجربه ها 
روزایی که اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم
روزایی که برای خودم خوش گذروندم و خوش گذروندم و چقد خوش بودم
روزایی که سخت گذشتن 
و‌خلاصه لحظه هایی که بهم خوش گذشته و سخت گذشته 
ولی یه اتفاقی افتاد

ادامه مطلب  

سیدحمیدرضا برقعی  

مدح حضرت معصومه(س)
همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توییتنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام تویی هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرابی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا با شور شهر فاصله دارم کنار تواحساس وصل می‌کند آدم کنار تو حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهددر هر نماز مسجد اعظم کنار تو با زمزم نگاه دمادم هزار شمعروشن کنند هاجر و مریم کنار تو تا آسمان خویش مرا با خودت ببراز آفتاب رد شده شبنم کنار تو 

ادامه مطلب  

فاصله اين است  

شعری از علی شفیعی_میلیارد ستاره دور از همفاصله این استمیلیارد كیلومتر كه نور سرگردان استفاصله این استتو میتوانستی صدایم كنیمن اولین اتوبوس را سوار میشدمو پیش از آنكه غذا درست كنییا لباس هایت را اتو كنیمیرسیدم
گفتی دور استگفتم میرسمگفتی دور استچكمه هایم را پوشیدماز سایه ها گذشتمگفتی دور استلباس هایم عرق كردآمدم پشت خانه اتگفتی دور استآمدم كنار بازوهایت صورتم را گذاشتمآمدم كنار بازوهایت لب هایم را گذاشتمكنار موهایت چشم هایم را گذاشتمگف

ادامه مطلب  

 

مقاومت حرارتی جدار مرکبدر جریان حرارتی بین هوای خارج و هوای داخل ساختمان همواره لایه بسیار نازکی از هوا در طرفین جدار ساختمان وجود دارد که به سطح چسبیده و همچون یک مقاومت حرارتی در برابر جریان حرارت عمل می‌نماید. ضریب هدایت حرارتی واحد سطح این لایه بسیار نازک را به f و مقاومت آن را که به مقاومت فیلم هوا مرسوم است به نشان می‌دهند و مقدار آن بستگی به سرعت جریان هوا دارد.۱- دمای طرح خارج ـ دمای طرح خارج عبارتست از میانگین حداقل دمای هوای خارج د

ادامه مطلب  

آقا دلمو به بهترین شکل بساز خیلی دلتنگم  

سلام آقام
دلتنگم و دارم با دلم کلنجار میرم که چرا دورم ازت چرا این همه فاصله چرا نمیتونم با یه اراده بیام کنج حرمت بشینم و باهات خلوت کنم چرا ماه رمضان حرمت سهم من نیست چرا آقا؟؟؟؟میشه با دستای مهربونت اشکای دلتنگیمو خشک کنی رو صورتم؟میشه یه سقف بهم بدی تو مشهدت؟میشه این حرفایی که میزنمو فکر کنی از پشت پنجره فولاد بهت میگم؟
دیشب داشتم به این فکر میکردم که منم مثل خودت یه جورایی غریبم برا اینکه تا حالا نشده بدون هیچ خجالتی تو بغل مادرم گریه ک

ادامه مطلب  

لال شده ام  

آسمان بر پنجره ی ماشین می بارد. قطره قطره. نورها انگار می رقصند. دفترچه هایت را روی پایم گذاشته ام. صورتم گر گرفته، انگار تب دارم. به نوعی حالت دگرگونی دچار شده ام. رفته بودم عیادت پدرت. همان عزیزی که چند روز پیش دربیمارستان هم به دیدنش رفته بودم. حال پدرت خوب نیست. نگرانم. خواهرت باردار است و وای اگر کودکش پسر شود نام تو را بر او میگذارند. کاش پسر نشود. نام تو، روی پسر من گذاشته شود زیباتر نیست؟ شاید لایقش نباشم. که روزی هزاربار نامت را صدابزنم. پ

ادامه مطلب  

همینه که هست !  

زندگی راه خودش را می رود با آدمهای مختلفش . هر که بمیرد هر که بماند برایش فرق ندارد .می بینم که ممد خردادیان توی ماهواره همچنان با همان لبخند لوس دخترانه خوب می رقصد و به لرزش حرفه ای ران و باسن رقصنده های کمر باریک نمره می دهد ، پسری که سال پیش در آکادمی خوانندگی برنده شده بود حالا کاست بیرون داده ، عموی متقی پدر من هفت روز است که مرده است و دیگر در سجاده ی طویلش نماز نمی خواند . همکارم هم چنان از شوهر هیچی ندارش سرحد مرگ می ترسد و هیچ لذتی را نچش

ادامه مطلب  

همینه که هست !  

زندگی راه خودش را می رود با آدمهای مختلفش . هر که بمیرد هر که بماند برایش فرق ندارد .می بینم که ممد خردادیان توی ماهواره همچنان با همان لبخند لوس دخترانه خوب می رقصد و به لرزش حرفه ای ران و باسن رقصنده های کمر باریک نمره می دهد ، پسری که سال پیش در آکادمی خوانندگی برنده شده بود حالا کاست بیرون داده ، عموی متقی پدر من هفت روز است که مرده است و دیگر در سجاده ی طویلش نماز نمی خواند . همکارم هم چنان از شوهر هیچی ندارش سرحد مرگ می ترسد و هیچ لذتی را نچش

ادامه مطلب  

دلم برات تنگ شده . . .  

سلام بهونه زندگیم . 
قدم می زنم در باغ خاطرات
جز تو نمی بینم
جز تو نمی خوانم
جز تو نمی خواهم
همیشه بهار است
همیشه صدای عشق دلم برمی آید
که از منِ عاشق خفته جان برایت می خواند
با خیالت قدم می زنم
تو می خندی
چشم هایم بسته
لمس این رویا چه زیباست
رویای تو در نزدیکی . 
میدونم تو بهم فکر نمیکنی . ولی نمیدونم چی شد که امدی شدی
تمام زندگیم . شدی نفس برا زنده موندن و راحت شد بگذری و
بری و نفسم رو ازم بگیری . شاید خدا میخواست بهم بگه
خوشبختی رو بهت دادم امات

ادامه مطلب  

maryam heydarzade  

یه آدم منتظر و نور کم و یه تلفن یه گوشه دنج اتاق نشسته یه آکوردئونیه آسمون ابری و یه پنجره که بسته نیست یه دفتر خط خطی و جوهر سرخ خودنویسیه بسته وا نشده یه قصه دراماتیک یه صندوق آرزوی کال یه آلبوم عکس کوچیکمخمل آواز بنان یه خسته از بازی عشق روز و شبای مثل هم یه مرد ناراضی عشقیه دسته گل که خشک شده کتاب حافظ روی میز یه دنیا یادگاری که دیگه نه خوبه نه عزیزیه مه خیلی موندگار یه جای خالی روی مبل یه قلبی که شکسته و زدن رو اون هزارتا قفلیه عاشق اهل وفا

ادامه مطلب  

سیاهچال نامه  

رونوشت به همه ی درخشندگی های کم و در بازه های محدود و به همان که همان است
بهار هجده سالگی،حدود بیست روز خودم را در خانه حبس کرده بودم.محبوس شدنم نه جنس مراقبه داشت نه از احساسات نوجوانی بود.فقط از ترس بود.ترس بزرگی سراغم آمده و بود و دست هایی را حس می کردم که یقه ام را جر می دادند.از آثارِ شگفت انگیزِ باقیمانده آن بیست روز،هنوز این عادت برایم مانده، که گاهی موقعِ رد شدنِ کسی از کنارم،ناخودآگاه سرم را می دزدم.انگار که مطمئن باشم قرار است ضربه ای

ادامه مطلب  

ریحان و تأثیر آن بر سرطان  

ریحان و تأثیر آن بر سرطان گرداوری شد
 
در مدت ها قبل موجی از اعتراض ها بر مصرف سبزی خوش بو و خوش طعمی همچون ریحان وجود داشت. این موج اعتراض ریحان بنفش را مورد توجه خود قرار داده بود. بسیاری از پزشکان معتقد بودند که مصرف ریحان از نوع بنفش می تواند با تأثیر بسیار زیادی منجربه ایجاد سرطان شود. در واقع یان اظهار نظر تا اندازه ای درست و تا اندازه ای هم نادرست می باشد.
ریحان از نوع بنفش دارای یک ماده ی سمی در خود می باشد ، اما مصرف این ماده ی سمی در حد ا

ادامه مطلب  

بیوگرافی امیر غفارمنش  

بیوگرافی امیر غفارمنش

امیر غفارمنش ۶ اردیبهشت سال ۱۳۴۷ در تهران متولد شد و فعالیت هنری خود را با بازی در تئاتر آغاز نمود.
پس از آنتوسط آقایان محمد رحمانیان و حسن فتحی به تلویزیون راه یافت و در سریالهای مختلف تلویزیونی از جمله: ساعت خوش، سیب خنده، قصه های شبانه، همسایه ها، چشم براه، دنیای شیرین، جادوی مهتاب، هفت گنج و رستوران خانوادگی به ایفای نقش پرداخت. او حضور در سینما را با فیلم خانه ای روی آب ساخته بهمن فرمان آرا تجربه کرد.
فیلم شناسی
مج

ادامه مطلب  

خدا قسمت کند شوهر  

خانم معاون از ته
حلقش داد زد: مگه صدای زنگو نمیشنوین؟ چند تا از بچه ها که گله گله روی زمین  نشسته بودن، بلند شدن و دویدن. چند نفر رفتن طرف
آبخوری. چند نفر چک و چونه زدن که صبحونشون هنوز تموم نشده، و چند نفر به کفش جدید
خانم خندیدن که قدشو به شکل مضحکی بلند کرده بود.
"ز" تکیه
داده بود به دیوار حیاط و تو تمام این مدت، کوچکترین حرکتی نکرد. هر کدوم که رد می‌شدیم،
نگاهی به رژ لب قرمز و لاک‌های مشکیش می‌انداختیم و سر تا پاشو برانداز می‌کردیم. بهمون
نگ

ادامه مطلب  

قیمت روز پروفیل 96/10/8  

نوع وسایز    

 

             شاخه                       
 
 قیمت (نومان)

هر کیلو پروفیل 507 - 508 - 509

ایرانی

پروفیل درب و پنجره

هر متر 2.44

2,890


هر کیلو قوطی 20x10

ایرانی

شاخه

4.5

2,990


هر کیلو قوطی 25x10

ایرانی

شاخه

5.5

2,990


هر کیلو قوطی 30x10

ایرانی

شاخه

6.5

2,990


هر کیلو قوطی 20x20

ایرانی

-

7

2,920


هر کیلو قوطی 25x25

ایرانی

شاخه

9

2,980


هر کیلو قوطی 30x20

ایرانی

شاخه

9.5

2,930


هر کیلو قوطی 30x50

ایرانی

شاخه

16

2,890


هر کیلو قوطی 30x60

ایرانی

شاخه

17

2,890


هر کیلو قوطی 40x40

ایر

ادامه مطلب  

ز تو کی کنار گیرم؟!..که تو در میان جانی  

"آبجی حالت چطوره؟خوبی؟روز دختر پساپس مبارکمعذرت میخوام مدتیه خونه نیستم نت ندارم میخواستم دیروز تبریک بگم از صبح تا شب کامل بیرون بودممعذرت خواهر مهربونمروزت خیلی خیلی مبارک تردوستت دارمیه چیز دیگهباید واسه درد و دلات جواب بدم؟ به عنوان یه دوست ؟اگر بخوام جواب بدم مطمئنم همه ش میگم ناراحت نباش و غصه نخوربا حرفای من ناراحتیت از بین میره؟ فکر نکنم. اونوقت اجازه درد و دل کردن توی وبلاگ خودتم از دست میدیحرفاتو بگو من میشنوم و فقط گوش میدم و ح

ادامه مطلب  

خانه دوست کجاست ( روز سی و پنجم، زلزله)  

هر کار کردم آنتن نداشتم و نشد به خانه زنگ بزن و با مادرم صحبت کنم، در این شبهای سفر و مسافرت، تلاش داشتم هر روز با ایشان صحبت کنم، صدایش را شده برای دقایقی بشنوم. اما آن شب آنتن نداد که نداد.صبح که پا به رکاب شدیم و در جاده رکابان شدیم، جاده جایی رسید که آنتن و نت داد. در گروه خانه دوست کجاست، نوشتم
صبح بخیرروز سی و‌پنجم
کامنتی نظرم را جلب کرد در حال رکابیدن آن را باز کردم و خواندم: تهران دیشب زلزله امده، ۵.۲ ریشتر.
گوشی را بستم و در جیبم گذاشتم و

ادامه مطلب  

راه اندازی AD9371: استفاده از Cygwin  

سلام

می‌خوام
از این به بعد آموزش بخشی از کارهایی که انجام میدم رو اینجا بذارم. ، فعلا
سازماندهی نداره ولی به تدریج بهتر میشه. می‌دونم که بهتر بود برای اولین کار یه آموزش
مقدماتی‌تر میذاشتم. ان شالله این کارو می‌کنم.

امروز می‌خوام
در مورد درست کردن پروژه Vivado با Cygwin صحبت
کنم. سیگوین یه نرم افزاره که محیط لینوکس رو تو ویندوز شبیه سازی می‌کنه. مزیت
کار با سیگوین اینه که تمام آی‌پی‌ها و اینترفیس‌ها رو به ترتیب درستش می‌سازه و
نیازی نیست شم

ادامه مطلب  

توصیه‌های آتش‌نشانی درباره زلزله  

 توصیه‌های آتش‌نشانی درباره زلزله/ راهرو و کنار ستون‌ها نقاط امن برای پناه گرفتن 

سخنگوی سازمان آتش نشانی اقدامات و توصیه هایی که شهروندان باید قبل ، حین و بعد از زلزله مدنظر داشته باشند را تشریح کرد.
به گزاش ایسنا، جلال ملکی با بیان اینکه در هنگام زلزله شهروندان باید نقاط امن و مطمئن منزلشان را شناسایی کنند گفت: بهترین مکان در منازل مقابل ستون ها است که در ساختمان‌های با اسکلت بتنی، به راحتی قابل تشخیص است. ستون ها در این خانه ها از دیوا

ادامه مطلب  

اشتباه هاوکینگ در مورد به وجود آمدن جهان توسط قوانین فیزیکی  

استیون هاوکینگ در کتاب طرح بزرگ خود بدون آوردن هیچ دلیلی مرتب این دعا را مطرح می نماید که جاذبه یا گرانش جهان ما را به وجود آورده است و این گرانش نیز در اثر قوانین فیزیک به وجود آمده اند حال این ادعا که گرانش عامل اصلی ایجاد جهان ماست هیچ مدرک معتبری در مورد آن وجود ندارد ولی در این مطلب قصد داریم بوجود آمدن گرانش توسط قوانین فیزیکی را مورد برسی قرار دهیم :قوانین فیزیکی تنها برای توجیه علت رفتار ذره ها و جهان است نه دلیل به وجود آمدن آن.قوانین

ادامه مطلب  

زلزله یلدا 1 دی 1396  

سلام خدا
چهارشنبه شب رسیدم خونه خون دماغ شدم و بشدت سرم درد میکرد بخاطر بیخوابی بودش خودم میدونم فشار خونم بشدت بالاست خودم احساس میکنم کلا تحت فشار هستم توی چند روزقبلش هرشب کمتر از 2 ساعت خوابیده بودم رسیدم خونه حالم بخاطر حرف مرمر خیلی بد بود خیلی بد ؟!که این چه فکری هست که در مورد من میکنه!همینجوری سرموخم کردم توی سینک دستمم اصلا نکرفتم جلوش که بند بیاد صبر کردم تا خودش بند بیاد و به همه چی فکر کردم تو اون لحظه!!یه مقدار خوابیدم سرم بشدت در

ادامه مطلب  

و نوای پرندگانی که در میان بوته ها می خواندند از آواز او دل انگیز تر نبود  

به یاد آن آقای پیر افتادم که حالا از دنیا رفته، اما به گمانم اسقف بود و می گفت محال است زنی در گذشته، حال یا آینده نبوغ شکسپیر را داشته باشد. فرض کنیم در این بین خواهر فوق العاده با استعداد او در خانه مانده بود. او هم به اندازه برادرش ماجراجو و خلاق بود و برای دیدن دنیا اشتیاق داشت، اما او را به مدرسه نفرستادند. او شانسی برای فراگیری دستور زبان و منطق نداشت، چه رسد به خواندن آثار هوراس و ویرژیل. گهگاه کتابی به دست می گرفت، احتمالاً یکی از کتاب ه

ادامه مطلب  

دانلود تحقیق عملات نمونه بردار خا از مزرعه  

دانلود تحقیق عملیات نمونه برداری خاک از مزرعه دانلود تحقیق عملیات نمونه برداری خاک از مزرعه فرمت فایل: ورد (قابلیت ویرایش ) قسمتی از محتوی متن تعداد صفحات : 22 صفحه جلسه اول. عنوان آزمایش : عملیات نمونه برداری خاک از مزرعه. وسایل مورد نیاز : کیسه- پلاستیک – بیل یا بیلچه- اوگر- سینی – الک – قوطی پلاستیکی. روش کار : الف) نمونه برداری از خاک مزرعه بطور کلی جهت پی بردن به میزان مواد غذایی موجود در خاک و حاصلخیزی آن و تعیین نوع زراعت مناسب و مشخص نمودن

ادامه مطلب  

What can i tell you my brother my killer?  

سلام... 
ساعت سه نیمه شب است توی خابگاه کوچک چاهار تخته ای روی تخت پایین سمت راست وقتی از در وارد میشوی... از دل درد بیدار شده ام و زل زده ام به تاریکی... و دل درد... وای دل درد...چقدر زیاد چقدر زیاد شده این روزها...  چرا نمیروم دکتر... چرا تنبلی ام می آید؟... چه اخلاق بیمار گونه ایست ک در من شکل گرفته است که تلاشی برای خوب شدن نمیکنم... نمیدانم... واقعن نمیدانم... اما شاید دلم برایت تنگ شده باشد... گاهی یادت میفتم وقتی روی پشت بام نشسته ام و باد میزند لای موها

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >